« May 2012 | صفحه‌ی اصلی

بايگانی: December 2012

December 25, 2012

بم و امید

چند سال گذشته؟ یادم نیست. ۹ سال؟  باز هم یاد صادق می‌کنم و خانواده‌ی کیمیا و روزهای سخت و تلخ زمستان ۸۲ بم و کرمان.
ببین ترنج ام ... پارسال که هنوز جزیی از تن من بودی برایت از بم و همیشگی نبودن هیچ چیز گفتم. ولی ببین ... بعد از دو میلیون سال ما هنوز هستیم و منقرض نشده‌ایم. با همه‌ی سختی‌ها و تلخی‌ها. امید نگاهمان داشته. حالا امید خودمان است یا امید قانونی در طبیعت یا حتی خیال امید در ذهن من.