« داستان ارگ برای تو که در راهی | صفحه‌ی اصلی | بی‌تابی »

February 7, 2012

بهشت بود آن که من دیدم

می‌بینی مامان؟ اینه عاقبتش ... تو هم بالاخره یه روزی تجربه‌اش می‌کنی و هرچی من بگم گوش نمی‌کنی. ولی همینه تهش. مهم اون لحظه‌هایی‌ه که گُر می‌گیری. می‌ارزه به همه‌ی غم بعدش.

مطالب مرتبط

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)