« July 2010 | صفحه‌ی اصلی | September 2010 »

بايگانی: August 2010

August 16, 2010

تمامی

هشت سال. باز هم مرداد و این بار تو که از همیشه نزدیک‌تری ... از همیشه‌ی همیشه نزدیک‌تر و من از همیشه از تو گریزان‌تر.
همین که چهره‌ات را بعد از این همه سال دیده‌ام و لازم نیست که در خیالم به دنبال برق چشم‌هایت بگردم کافی است.
حس خاصی نیست. نه خوابی هست و نه خیالی. ... تنها خاطره‌ای.

August 8, 2010

نسل شرحه شرحه شده

توی بمبارون‌های تهران هر وقت آژیر خطر می‌کشیدن مامانم الهام رو بغل می‌کرد می‌دوید طرف مدرسه‌ی من که اگه بمب خورد اونجا با من بمیره.

عشق آمده است از آسمان

چه دانستم که این سودا مرا زین‌سان کند مجنون
دلم را دوزخی سازد، دو چشمم را کند جیحون
چه دانستم که سیلابی مرا ناگاه برباید
چو کشتی‌ام در اندازد میان قلزم پرخون

همیشه به این بیت که می‌رسم بی‌اختیار بغض‌ام می‌شکند:

نهنگی هم برآرد سر، خورد آن آب دریا را
چنان دریای بی‌پایان، شود بی‌آب چون هامون