« B&W | صفحه‌ی اصلی | در بهترین حالت: دوزیست »

May 29, 2010

عفونت

آینه، لباس‌زیر، کش سر ... آره همه‌ی اینا نبود ... اما ... اینکه برای یک نوار بهداشتی باید بی اغراق چهار ساعت التماس می‌کردی خیلی درد داشت.

مطالب مرتبط

نظرها

من همیشه به این فکر می کنم که این طفلکی ها در زندان در این مواقع چه کار می کنند. بدون اینکه بتوانند لباس زیرشان را تند تند عوض کنند و غیره. یکی از اینها که زندانی کله گنده ای هم بوده و الان امریکاست می گفت که زندانبانانم مرد بودند و من رویم نمی شد بهشان بگویم بهم نوار بهداشتی بدهند. تمام شلوار و پتویم پر خون بود. هی التماس می کردم یک زن بیاورند. زن که آمد و اوضاعم را که دید به گریه افتاد. رفت و برایم آورد و بغلم کرد و یک مشت پسته در جیبم ریخت. الان هم حتی بغضم گرفته از فکرش. خدا شر هر چه ظالم است از سر ما کم کند انشالله!

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)