« December 2008 | صفحه‌ی اصلی | February 2009 »

بايگانی: January 2009

January 30, 2009

دل تنگ‌اش سر گلچيدن ازاين باغ نداشت ... نداشت

مرغ دریا

آن كه مست آمد و دستى به دل ما زد و رفت
در اين خانه ندانم به چه سودا زد و رفت
خواست تنهايى ما را به رخ ما بكشد
تنه‌اى بر درِ اين خانه‌ى تنها زد و رفت
دل تنگ‌اش سر گلچيدن ازاين باغ نداشت
قدمى چند به آهنگ تماشا زد و رفت
مرغ دریا خبر از يک شبِ طوفانی داشت
گشت و فریادکشان بال به دريا زد و رفت
چه هوايی به سرش بود که با دستِ تُهی
پشتِ پا بر هوسِ دولتِ دنیا زد و رفت
بس که اوضاع جهان درهم و ناموزون ديد
قلمِ نسخ برین خطِ چليپا زد و رفت
دل خورشيدی‌اش از ظلمتِ ما گشت ملول
چون شفق بال به بامِ شبِ يلدا زد و رفت
همنوای دلِ من بود و به تنگامِ قفس
ناله‌ای در غمِ مرغانِ هم آوا زد و رفت.

سایه

January 20, 2009

نی ناله

پاييز نيزار گوش می‌کنم و آرام‌ام. یک لحظه آرام‌ام.

January 7, 2009

همسفر

یادت که می‌آید ... برایت از سایه خوانده بودم:
هوای روی تو دارم، نمی‌گذارندم
مگر به کوی تو این ابرها ببارندم

سال روز همراهی‌مان مبارک.

January 2, 2009

من آن نی‌ام که تو دیدی ... دلت خواست ببینی

من نه ادیب‌ام نه فاضل نه فرزانه نه روشنفکر نه عارف نه هیچ چیز دیگری که ذره‌ای باعث جدا بودن‌ام از منِ من باشد. شما را به خدا دست از سر من بردارید. من همین‌ام! اگر خوشایند شما نیست گناه من نیست. ادبیات‌ام، سبک نگارش‌ام، دل مشغولی‌هایم، نگرانی‌هایم همه همین هستند که می‌بینید. دوست دارید چیز دیگری باشم؟ نمی‌توانم! یعنی نمی‌خواهم که بتوانم. من با همین منِ لعنتیِ خودم دلخوشم. سی سال مایه‌ی سرافکندگی و شرمندگی دیگران بوده‌ام. باز هم می‌خواهم باشم. شما با نوشته‌های فاخر خودتان و دوستانتان خوش باشید.

بادافره ماهیانه

خدا خیر بده داروین رو که بار گناه رو از دوش من برداشت ... فقط یک نفر پیدا بشه لزوم این همه درد و اعصاب خاکشیر هر ماه رو هم توضیح بده ممنون میشم.