« خاکستر | صفحه‌ی اصلی | برای بابا »

October 18, 2008

غم

عمو حسين هم رفت ... شب نوزدهم رمضان رفته است و به من تازه خبر داده‌اند ... اين‌بار که ايران بيايم ديگر تنها يک عمو برايم مانده است ... نه عمو محمود هست و نه عمو حسين ... دلم برای چشم‌های روشن‌اش تنگ می‌شود ... برای ملتفتی گفتن‌هايش ...

مطالب مرتبط

نظرها

خدا بيامرزش . ايشالا غم آخرتون باشه

غمها رو که پایانی نیست.شادیهاتان افزون

دخترم ناراحتت شدم.
دلم پیش دلت

ای خدا چرا کارمون شده تسلیت گفتن ؟ خدا بهتون صبر بده الهه جان...

تسلیت میگم ساغر جان. خیلی سخته و امیدوارم انقدر عکس و خاطره شیرین از عموت داشته باشی که کمک کنه آرومتر شی.

غم آخرتون باشه
امیدوارم تسلی پیدا کنید

صمیمانه تسلیت میگم , خبر ناراحت کننده ای بود , :( غم آخرتون باشه

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)