« امر | صفحه‌ی اصلی | خاطرات برگزيده - يک »

March 18, 2008

خوشم مياد که ...

يکی از دوستانم ای‌ميل زده و گفته:
شنيدم که مريض شدی؛ اميدوارم که زودتر خوب بشی. شنيدم که کار داريوش بوده. ناراحت نباش؛ امام‌ها هم به دست همسرانشون مسموم شدند.

مطالب مرتبط

نظرها

کلی خنده حاصل شد. در حرم به‌یادتان بودم.

ببین بانو! دستور بدی همه باهم در یک حرکت متحد گوش همسر را می پیچانیم ها :)
-----------------
با تشکر از پشتيبانی شما. ان شاءالله وقتش که شد همه‌ی‌تان را خبر می‌کنم.

ساغر

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)