دلات که جای ديگری باشد نه توزيع دوجملهای به کارت میآيد نه ميانگين و ميانه و هر زهرمار ديگری ...
من دلم بسته به کلوخ است و خشت و بادگير ...
« ظهر شنبه | صفحهی اصلی | کابوس »
دلات که جای ديگری باشد نه توزيع دوجملهای به کارت میآيد نه ميانگين و ميانه و هر زهرمار ديگری ...
من دلم بسته به کلوخ است و خشت و بادگير ...
نظرها
توزيع دوجمله ای چیه؟ سری نوشتی ولی بسیار خوشایند.
G | March 12, 2008 4:48 AM
میگم ولی اینطوری تمام این دلتنگی ها را نیرویی می کنی برای خود، برای همان جایی که که دلت آنجاست. که بسازی اش و آبادش کنی.
همان کلوخ ها و گل ها و بادگیر ها را.
تو. . .
Ali | March 11, 2008 2:40 PM
پر و بال ما شکستند و در قفس گشودند،
چه رها چه بسته مرغی که پرش شکسته باشد
زینب | March 10, 2008 10:05 AM
لامصب.... لذت بردم از این توصیف.
سوشیانت | March 10, 2008 7:32 AM
شاد باشی الهه ایرانی ما ! که هرکاری کنی بازهم ایرانی هستی
سمیه | March 9, 2008 5:46 PM