« ظهر شنبه | صفحه‌ی اصلی | کابوس »

March 9, 2008

مهر گياه هشتی

دل‌ات که جای ديگری باشد نه توزيع دوجمله‌ای به کارت می‌آيد نه ميانگين و ميانه و هر زهرمار ديگری ...
من دلم بسته به کلوخ است و خشت و بادگير ...

مطالب مرتبط

نظرها

توزيع دوجمله‌ ای چیه؟ سری نوشتی ولی بسیار خوشایند.

میگم ولی اینطوری تمام این دلتنگی ها را نیرویی می کنی برای خود، برای همان جایی که که دلت آنجاست. که بسازی اش و آبادش کنی.

همان کلوخ ها و گل ها و بادگیر ها را.

تو. . .

پر و بال ما شکستند و در قفس گشودند،
چه رها چه بسته مرغی که پرش شکسته باشد

لامصب.... لذت بردم از این توصیف.

شاد باشی الهه ایرانی ما ! که هرکاری کنی بازهم ایرانی هستی

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)