باشد ... نمینالم ... اما فقط فردا شب را دارم ...
آيه و نازنين را دوست دارم ... بوی روزهای خوب زندگیام را میدادند ...
« چيزی نمانده است | صفحهی اصلی | پنجرهای به بهشت »
باشد ... نمینالم ... اما فقط فردا شب را دارم ...
آيه و نازنين را دوست دارم ... بوی روزهای خوب زندگیام را میدادند ...
نظرها
بسی مشعوف گشتیم از اینکه دیدیم حضرت نالانالملوک را هوای آلودهی وطن توانا گردانیده است به مکتوبگردانیدن ترکیب آرمانی «نمینالم»، ولی افسوس به «اما فقط» که کل نوشته را در تضاد مفهومی قرارداد با ادعای پیشین «نمینالم». (مشدی...! تو «فقط» فردا را نداری، امشبها را «هم» داری که همیشه میگذرد در نگرانی فرداها)
حامدالمحمودین | March 6, 2008 8:55 PM
بهسلامتی رسیدید؟
-----------
بله، سلامت باشيد.
سوشیانت | March 4, 2008 3:25 AM
سلام تازه اينجا را يافته ام ...گشت و گذاري زدم جالبه ...ضمنا با اينکه تولدتون گذشته اما مبارک..الهي صدسال با خوشي زندگي کنيد
yaser | March 3, 2008 12:38 PM
سلام الهه
خیلی دلم میخواست ببینمت
به من دیر گفتن که اینجایی
فرصت مرخصی گرفتن برام نموند
کلی دلم برات تنگ شده
سفر به خیر
-----------
من حالت رو از آيه و نازنين پرسيدم. منم خيلی دلم برات تنگ شده. ان شا الله زود ميام می بينمت.
الناز | March 2, 2008 5:41 AM