همهی بیتابیهايم به پای ليوانهای بیشمار چای و همان روزهای لعنتی هر ماه ... گور پدر گوگل مپ و کوچههای خاکیات از ديد ماهواره ...
We are sorry but we don't have imagery at this zoom level for this region
کمی نزديکتر اگر بود حتما باغچهی پستههای عقيم و من و چهارپايهها را هم میشد ديد ...


نظرها
هرچند که همیشه میخندیدم به نالههای بچهگانهات و بعضاً فحشی نثارت میکردم و میرفتم، اینبار نشد. منهم فشار که میآورد دوری، سری میزنم به این لامصب گوگلمپ و با موس بالا و پایین میروم در کوچه پسکوچههایی که بدون اندیشیدن به قواعد دستوری حرفزدن یاد گرفتم و... بیخیال...! ناله نکنیم...! عادت میکنیم همهمان روزی به جملهی «عادت میکنیم».
حامدالمحمودین | January 13, 2008 1:11 AM
سلام عزيزم ...
بازم تلخي ... نه ؟؟؟
اومدم دعوتت كنم به خونه كوچكم كه ايندفعه بوي غريبي داره ... محرم ...
منتظرتم ...
ساغر تمنا | January 10, 2008 7:55 PM
معلومه محله خیلی خوب و قشنگی داشتید ..ولی .. ولی بی خیال ... رها کن این بیغوله ماتم زده رو ..اونجا هم رفتی باید از بالا بش نگاه کنی؟ رها کن خودت رو.
رضا عظیمی | January 10, 2008 9:54 AM
به كجا بَرَد ما را...
واحه | January 9, 2008 8:28 PM
سلام
من مثل شما نیستم که مجبور باشم از گوگل برای دیدن وطنم استفاده کنم.
اما شما مثل من و شاید بقیه باشید چراکه وطنتون را دوست دارید
حتی اگر همسایه بغلی تون به جای نه نه کبری یک انگلیسی باشد
با این حال خواندنی بود
خوش باشید
یزدنگار
وطن می تونه
یزدنگار | January 9, 2008 4:49 PM