« هم‌گناه | صفحه‌ی اصلی | Includes Classic Gold & Silver »

January 20, 2008

تبر

از همان شب اول شروع کردی به شکستن چيزهايی که ديگر هيچ وقت ترميم نمی‌شوند ...
ظاهرا هيچ کس برايت داستان شير و هيزم شکن را نگفته است ...
ژست حق به جانب‌ات را از همين حالا می‌توانم تصور کنم ... باشد ... کسی که آن بالا نشسته و حق من را راه به راه کف دست‌ام می‌گذارد بالاخره برای تنوع سراغ تو هم می‌آيد ...

مطالب مرتبط

نظرها

man ham baa rahmati ke in shir e baalaayi behesh eshare kardan movafeqam.

rasti bebinam chera shoma o hamsar e mohtaram comment e bedoune naam o addresse e e-mail qaboul nemikonid? hey maa comment migzarim mishe doud e havaaaaa!

"کسی که آن بالا نشسته و حق من را راه به راه کف دست‌ام می‌گذارد بالاخره برای تنوع سراغ تو هم می‌آيد ..."

لذت بردم. لذت!

دوباره ناله‌کردن خسته‌اش کرده‌است و نفرین می‎‌کند و فراموش کرده است که حق اگر باشد و جای حق نشسته باشد، برای حساب بر کف دست گذاشتن نیازش به نفرین نیست!

باشد. راضياً برضائه و تسليماً لقضائه. ولی بعيد می‌دانم که کسی که بالا نشسته برای تنوع حق این و آن را کف دست‌اش بگذارد. بازی کردن با عدالت او کار هول‌ناکی است. من دل‌ام هميشه به رحمت او خوش است، چه با دوست چه با دشمن.

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)