« عشق گربه ای مشترک | صفحه‌ی اصلی | دلربايی »

December 23, 2007

باز هم مه لندن

دارم خفه می‌شوم! اين مه لعنتی دست بردار نيست، از امروز صبح نمی‌شود هيچ‌جا را ديد. تعطيلات مزخرف کريسمس و سال نوی ميلادی هم که رسيده و همه بی‌خود و بی‌جهت خوشحال هستند ...

مطالب مرتبط

نظرها

به جای نفرین تاریکی شمعی روشن کن !

منم موافقم. منم پارسال که لندن بودم فکر می کردم روحیه کریسمسی مردم اندکی تصنعی است. ولی چه میشه کرد، حتما آدمادنبال فرصت و بهانه ای هستن تا خوش باشن. حتی الکی به هم سلام کنن و بگن مری کریسمس.

باهات موافقم ... من نميدونم چرا عيد نوروز و كريسمس كه ميشه مردم اينقدر بي دليل خوشحالند؟؟؟ مگه فرقي هم با روزهاي ديگه داره ؟؟؟؟ جز اينكه يه سال ديگه از عمرمون بي هدف مياد و ميره ... اين كجاش خوشحالي داره ... نميدونم ؟؟؟!!!!

من كه هر سال عيد نوروز كه ميرسه به هيجان و تكاپوي و جنب و جوش بيخودي آدما ميخندم ... نميدونم يا من ديوونم يا اونا....

باز که ناله می‌کنی مشدی! حیف روزهای به این قشنگی نیست؟ مه و کریسمس و سرما و چراغ‌هایی که از پشت پنجره به آدم چشمک می‌زنند! درسته که هیچ‌جا وطن نمیشه ولی اینجا هم اونقدری که تو تبلیغ می‌کنی بد نیست. خوش باش و شاد و شنگول و سلامت

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)