« عشق نور | صفحه‌ی اصلی | جهنم سوزان »

October 8, 2007

شب‌های روشن و خسرو شکيبايی

خدايا هيچی از خسرو شکيبايی باقی نمونده ... مردی که سی و سه سال و يازده ماه و دو روز از من بزرگتر بود ... الان حسين پاکدل دارد با خسرو صحبت می‌کند ... من دلم تنگ شده برای حميد هامون روی پرده‌ی نقره‌ای ...

مطالب مرتبط

نظرها

رفت
حالا چه می گوبب؟

صفحه برای من و در IE7 کاملا به سمت راست رفته و در زیر صفحه ایجاد scroll bar کرده. یعنی صفحه‌ی شما برای اسکرین من تراز نیست. وقتی باز می‌شود، از محدوده‌ی اصلی خارج است. وسط نیست. باز هم بگویم؟
-------------------------
تقصير من نيست ... شاهکار داريوش است.
طفلک امشب هم نبايد بخوابد!

ساغر

قالب جدید مبارک. یک‌باره صفحه‌را از وسط تعریف می‌کردید که ما هی مجبور نباشیم برای خواندن صفحه صفحه را به سمت راست هدایت کنیم.
---------------------------
يعنی چی؟ متوجه نمی شوم!

ساغر

هیچوقت یادم نمی ره علاقه تو به خسرو شکیبایی و حفظ بودن تکه کلامهای هامونی را. امکان ندارد او را ببینم یاد تو و یاد آن روزگار نیافتم. ابن پست به شدت خودت بودی!

از ما هم جیزی باقی نمانده ....اما شب روشنی بود...

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)