« خانوم غوله | صفحه‌ی اصلی | باده‌ی پنهان »

September 29, 2007

تلخ

دارم از دست می‌روم ...

مطالب مرتبط

نظرها

خواهش می کنم، نرو! خواهش می کنم.
تو رو مثل بچه آهو من نوازش می کنم. ...

شايد خيلي ليزي!

boro zood tar lotfan

اگر ساحل خموش و صخره آرام

و گر كار صدف چشم انتظاريست

من و دريا نياساييم هرگز

قرار كار ما بر بي قراريست

خودم پيشمرگت ميشم تا نذارم از دست بري ):

اينجوري حرف نزن ... مخمل غصه ميخوره ها ... دلش ميگيره هااا ... ببين ... منم گريه م گرفت ):
----------------------------
خدا نکنه عزيز دلم ...

ساغر

:( ``الهه جونم :( قول داده بودی مواظب خودت باشی:(

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)