« Home Alone | صفحه‌ی اصلی | تلخ »

September 28, 2007

خانوم غوله

ايستگاه ويکتوريا ايستگاه ويکتوريا

در راستای نوشته‌ی ديروز مسيح: اين عزيز دل برادر که ديگر کلا دين و ايمان را بر باد می‌دهد!

مطالب مرتبط

نظرها

وااااااااااااااااي چه بامزه !!

تصور كن آدما اين قدي بودن ... اما هيكلش خيلي قشنگه فقط يه كم قدش بلنده (:

در پایانه‌ها پیاده می‌شود/پیاده‌مان می‌کنند؛ و خب البته غمگین است. گرچه گاهی می‌رویم که جایی پیاده شویم و در این، لذتی هست. پایانه یعنی تمام! خوب یا بد. ایستگاه اما، همیشه رفتن نیست، رسیدن نیست، غم و شادی نیست؛ اغلب انتظار است. و بعضی وقت‌ها، صداها و همهمه‌های گنگ. اگر دوباره آن شاعر مرحوم، زنده می‌شد، شاید می‌سرود: نام تمام ایستگاه‌های جهان، یحیی‌است.
زنده باشید.

:( ایستگاه ... چه غمگین.
--------------------
اگر پايانه می نوشتم که غمگين تر بود. لااقل ايستگاه اميد دوباره رفتن دارد ...

ساغر

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)