« يک روز راکد | صفحه‌ی اصلی | وطن »

September 21, 2007

جاروبرقی يا صور اسرافيل

پسرم وقتی صدای جاروبرقی را می‌شنود انگار صوراسرافيل را شنيده! زير پتو روی تخت به نظرش بهترين پناهگاه است حتی اگر در آغوشش بگيرم هم فايده‌ای ندارد بايد حتما يک چيزی رويش بکشم اين بيچاره الان قلبش در حلقش آمده که من سعی کرده‌ام راه نفس کشيدن برايش باز کنم

مطالب مرتبط

پسری در آغوش پدر

آقامون، مخمل چمباتمه پور!

دلربايی

عشق گربه ای مشترک

ای فراورده ی لبنی

عشق نور

امرود خوران

مخمل گل دوست

عشق مامان

Makhmal The Goat

مخمل به درخواست نيلوفر و ساغر

يک روز با مخمل

Makhmal Obsession

مخمل و خانه‌ی تازه

باز هم مخمل

مخمل چلانی

رفت

مخمل تنبل تميز

دختر عمو، پسر عموی مخمل

مخمل

نظرها

سلام.....
عکسای قشنگ پسر وحشتزده تون رو دیدم. یادمه مخمل ما هم همینجوری بود و بعد از جارو کشیدن باید کلی ناز شازده خانوم رو می کشیدیم و بوسش می کردیم!

آره از چشاش معلمومه که داره سکته میکنه ، یه چیزه جالب ،این خصلت انگار تو همه ی گربه ها یکسانه چه انگلیسی چه ایرانی یادمه گربه ی آقای مقصودلو هم به شدت از صدای جارو برقی و سشوار میترسید .
یه چیزی تو مایه های عزرائیل آدما...

سلام عزيزم

مرسي گلم ... واي .. روحم تازه شد .
الهي من بميرم.. از جارو برقي ميترسه؟؟ اين پاپي پر رو كه از اول جارو برقي كشيدن تا آخرش اونقدر پارس ميكنه و غر ميزنه كه مجبور ميشم چند دقيقه اي در اختيارش بذارم تا حسابي حرصش رو روي جاروي بيچاره خالي كنه... اينقدر ميپره و گازش ميگيره تا بالاخره بيحال وخسته با زبون يه وري پس ميفته .. نميدونم اين پسر من چرا از هيچي نميترسه .... خيلي پر رو تشريف داره
بازم ممنون عزيز دلم .. واقعا دلم براش تنگ شده بود كلي قربون صدقش رفتم .... از طرف من محكم ببوسش ...

واقعا" ! مخصوصا" که نگارنده بعنوان مفسر حتما"باید همراه نوشته هاش باشه ! ;)
---------------------------------------
شما توضيح تصاوير را بخوانيد. ان شاءالله نيازی به حضور من نيست.

ساغر

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)