« ادامه‌ی تو تا چند لحظه‌ی ديگر | صفحه‌ی اصلی | دلم آغوش بی‌زلزله می‌خواد! »

September 8, 2007

من بودم و چشمان تو نه آتشی و نه گلی

عهد الست به کشک، روز قيامت از خدا هيچ بهانه‌ای برای بودن و اين همه درد و رنج نخواهم پذيرفت به جز منت مهر تو ...
حوصله‌ی شرمندگی خدا را ندارم يکی لينک وبلاگم را برايش بفرستد دست خالی و بی‌بهانه نماند.

مطالب مرتبط

نظرها

کجای کاری؟؟؟؟؟او بود که وبلاگت را send to all کرد.....!

ایییمم، خوشمان آمد. بسیار بچسبید. صبح اول وقت بسی خوشنود شدیم از این عصیانی ی شما.

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)