« ارشد | صفحهی اصلی | حالا وقت اعتصاب بود؟ »
چقدر منتظرم من، خدا کند که بيايی
ساغر@ | سه شنبه ۶ شهریور ۸۶
نگفتی چیکارش داری ااااا ؟
بارسین | September 4, 2007 5:27 AM
چیکارش داری حالا به من بگو به گوشش می رسونم
بارسین | September 1, 2007 5:32 AM
گفت هرچند دلت خانه به دوش است ولي
دوست دارم كه شود بي سروسامان تر ازاين
گفتمش حالت دل در غم گيسوي تو چيست ؟
دست در زلف زد و گفت پريشان تر از اين
گفتمش وقت سخن با تو چه سان بايد گفت
جامه از تن به در آورد كه عريان تر از اين
................ چقدر دلم گرفته
ساغر تمنا | August 31, 2007 9:37 PM
شايد اين جمعه بيايد .... شايد
پرده از چهره گشايد .... شايد
ساغر تمنا | August 30, 2007 7:55 PM
(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)
نام:
آدرس ایميل
آدرس وبلاگ يا سايت
اطلاعات به خاطر سپرده شود؟
نظر: (میتوانيد از تگهای اچتیامال نيز استفاده کنيد.)
نظرها
نگفتی چیکارش داری ااااا ؟
بارسین | September 4, 2007 5:27 AM
چیکارش داری حالا به من بگو به گوشش می رسونم
بارسین | September 1, 2007 5:32 AM
گفت هرچند دلت خانه به دوش است ولي
دوست دارم كه شود بي سروسامان تر ازاين
گفتمش حالت دل در غم گيسوي تو چيست ؟
دست در زلف زد و گفت پريشان تر از اين
گفتمش وقت سخن با تو چه سان بايد گفت
جامه از تن به در آورد كه عريان تر از اين
................ چقدر دلم گرفته
ساغر تمنا | August 31, 2007 9:37 PM
شايد اين جمعه بيايد .... شايد
پرده از چهره گشايد .... شايد
ساغر تمنا | August 30, 2007 7:55 PM