« خيابان های خاکی تو | صفحه‌ی اصلی | گنگ خواب ديده »

August 16, 2007

بايد که تو هم باشی

حوصله ندارم بنويسم. فقط خواستم بگويم يادم نرفته است. گذرت اگر اين طرفها افتاد بدان که يادم بود ... می دانم، حنجره ات را ندر ... هيچ زهرماری با هم نبوديم ... هيچ زهرماری با هم نيستيم ... ادعايی ندارم ... ادعايی نداشتم ...

* من حالم خوب نيست ... همه چيز خونم پايين آمده ... کسی به دل نگيرد ...

مطالب مرتبط

نظرها

گفت ادعایی ندارم، نبوده ایم یعنی نه اینکه من نبودم یا تو نبودی یعنی که هیچکدام مانبودیم. اما باز یدم نمی آید می خواستیم باشیم و نبودیم یا نه اینکه نمی خواستیم و نبودیم یا نه اصلا بیا مسئله را جور دیگری بگویم می خواستیم و بعد شرایط جوری شد که یکی نظرش را عوض کرد و نخواست یا حتی نه نمی خواستیم و بعد طبق شرایط یکی خواست باشد اما یکی دیگر نخواست و اصلا یک چیز دیگر هر دو می خواستیم و شرایط هر دوی ما عوض کرد و هر دو نخواستیم . گفت شمارش این چیز لعنتی که معتادش شدم و ناچار شدم همه چیز را بشمرم و یکی تقلید مسخره ای کرد که همین شد که تو می خوانی و شاید هم خواست تقلید کند و نتوانست. در هر حال نمی دانم امروز زنی که حرف می زندحرف می زند یا نه اما من فقط آدرس شما را از لای وبلاگ هایی پیدا کردم که نمی دانم چطور شد ولش کن.

تو هم که بدتر از من 7 روز هفته اعصاب نداری!!

گاهي لازمه كه بزنيم به سيم آخر .......

ادعایی نیست ... آخرین حرف و آخرین فکر؛ وقت‌هایی که از همه‌جا بریده‌ایم. چه تلخ...

آلبوم قلندر وار افتخاری گوش کن .خوب نشدی با من
-----------------------------------
* من افتخاری گوش نکرده حالم خرابه! اون که ديگه زهره!

ساغر

آخه مگه تو دشمنی که میای اینجوری، اینجا می نویسی. بالاخره، آدم باش . یه کم به خودت و آینده، توی آینه بخند. مطمئن باش اگه یه کمی مثبت تر به لحظه ها و حاشیه هاش نگاه کنی از تو خوشبخت تر روی زمین پیدا نمی شه.
ننه پیرزن نشدم که اینا رو میگم، تمرین زندگی و زنده بودن می کنم ...؟!!!

dava dari ba neveshtan?

دعا می کنیم...!

دروود، نوشته ها تو خوندم....جالب و متنوع بود، موفق و سبز باشی
بدروود

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)