« خوشم که رويای توأم، دليل بی خوابی تو | صفحهی اصلی | هری پاتر، کيهان و معلم فيزيک من »
حالا خيال کن انار بودی و خواستم آبلمبوت کنم و بعد گازت بگيرم.
ساغر@ | چهارشنبه ۳ مرداد ۸۶
چقدر بامزه بود...
maryam | July 26, 2007 6:55 AM
خطر ناك شدي ساغر جون
اگه ميديدم جونم در خطره ميپاشيدم روت همه لباستو آب اناري ميكردم البته با باباي مخمل هم موافقم.. تو هم فكر كن من پاپي بشم و بخوام گازت بگير م چه حالي بهت دست ميده ؟؟؟؟؟؟؟ ---------------------------- * D:
ساغر
ساغر تمنا | July 25, 2007 4:05 PM
حالا خيال کن من هم مخمل بودم و خواستم چنگول بکشمت!
بابای مخمل | July 25, 2007 12:32 PM
(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)
نام:
آدرس ایميل
آدرس وبلاگ يا سايت
اطلاعات به خاطر سپرده شود؟
نظر: (میتوانيد از تگهای اچتیامال نيز استفاده کنيد.)
نظرها
چقدر بامزه بود...
maryam | July 26, 2007 6:55 AM
خطر ناك شدي ساغر جون
اگه ميديدم جونم در خطره ميپاشيدم روت همه لباستو آب اناري ميكردم
البته با باباي مخمل هم موافقم..
تو هم فكر كن من پاپي بشم و بخوام گازت بگير م چه حالي بهت دست ميده ؟؟؟؟؟؟؟
----------------------------
* D:
ساغر
ساغر تمنا | July 25, 2007 4:05 PM
حالا خيال کن من هم مخمل بودم و خواستم چنگول بکشمت!
بابای مخمل | July 25, 2007 12:32 PM