« رنگين کمان | صفحه‌ی اصلی | گيلاس بی وطن »

July 17, 2007

اصفهانی

اصفهانی شيرين‌ترين لهجه‌ی فارسی است. من هيچ مقاومتی در مقابل اين گويش ندارم. الان دارد نفسم بند می‌آيد وقتی اين آقای هپلی در يک برنامه‌ی تلويزيونی چگونه پختن بريانی را آموزش می‌دهد!

مطالب مرتبط

نظرها

شايد گفتن نداشته باشد اما من با شنيدن لهجه اصفهاني تمام بدتم منقبض ميشه يه جور انزجار. ببخشيد روزهاي سخت رها شدن و تنها موندن با مردمي كه غريبه واسشون معناي دشمن داره و به سختي مثبت فكر ميكنن در مقابل هر رفتار تو! دوستي نمي كنن و بندرت پايدار ميمونن اوايل احساسم اين نبود و مقابل بقيه مي ايستادم كه همه جا خوب و بد داره اما بعد ها باورم شد كه خيلي فرق دارن خيلي. بندرت ارتباط برقرار ميكنن. حس خوبي ندارم اصلا. عذر ميخوام از اون دسته اصفهاني هايي كه مهربونن

سلام. اسمم فرزانه است و دانشجوی رشته ارتباطات اجتماعی در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه تهران هستم. در حال حاضر دارم مقاله ای درباره روابط میان فردی مسلمانان ساکن غرب می نویسم. یک پرسشنامه دارم که اگر لطف کنید و به آن جواب بدید در این تحقیق به من کمک بزرگی می کنید. براتون ایمیل می کنم. به هر حال از آشنایی با وبلاگتون خوشحال شدم.

واي ساغر جون چي داري ميگي ؟!!!

مگه ميشه دل من و تو اينقدر يه هم راه داشته باشه من از 12 ماه سال شايد بگم نصفشو ميرم اصفهان ......
اونجا فاميل و دوست و آشنا زياد داريم . ميدان امام بينظيره هميشه بايد اونجا كالسكه سوار بشم و از مغازه هاي اونجا كلي زيور آلات بخرم . برياني كه ديگه نگو وقتي ميرم اصفهان واقعا در زمينه شكم غير قابل كنترل ميشم . خيلي حرف دارم كه در مورد اصفهان برات بگم ولي حيف كه اينجا نميشه .

دو هفته ديگه با خانواده ميريم اصفهان بميرم برات كه از اين چيزا دوري ...... به خدا اگه بياي ايران قول ميدم خودم ببرمت همه جاي اصفهان رو نشونت بدم و برياني اي بهت بدم كه مزه اش هميشه يادت بمونه .. برياني اعظم توي خيابان چهار باغ ......دلم گرفت. خيلي نميدونم چرا ):

باورت ميشه گريه م گرفت....

* اين دفعه که اومدم ايران حتما بايد با هم بريم.

ساغر

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)