« باران جون (هرجور دوست داريد بخوانيدش) | صفحهی اصلی | Makhmal The Goat »
آخه چی بنويسم عزيز دلم.
ساغر@ | پنجشنبه ۷ تیر ۸۶
سکوتت گفتن تمام حرفهاست .......
هر جا که سفر کردم تو همسفرم بودی
وز هر طرفی رفتم تو راهبرم بودی
با هر که سخن گفتم پاسخ ز تو بشنفتم
بر هر که نظر کردم تو در نظرم بودی
هر شب که قمر تابید هر صبح که سر زد شمس
در گردش روز و شب شمس و قمرم بودی
چون طرح غزل کردم بیت الغزلم گشتی
چون عرض هنر کردم زیب هنرم بودی
آواز چو میخواندم سوز تو به سازم بود
÷رواز چو میکردم تو بال و ÷رم بودی
هرگز دل من جز تو یار دگری نگزید
ور خواست که بگزیند یار دگرم بودی .............
خستم از تظاهر ایستادگی ......
ساغر تمنا | June 28, 2007 1:17 PM
(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)
نام:
آدرس ایميل
آدرس وبلاگ يا سايت
اطلاعات به خاطر سپرده شود؟
نظر: (میتوانيد از تگهای اچتیامال نيز استفاده کنيد.)
نظرها
سکوتت گفتن تمام حرفهاست .......
هر جا که سفر کردم تو همسفرم بودی
وز هر طرفی رفتم تو راهبرم بودی
با هر که سخن گفتم پاسخ ز تو بشنفتم
بر هر که نظر کردم تو در نظرم بودی
هر شب که قمر تابید هر صبح که سر زد شمس
در گردش روز و شب شمس و قمرم بودی
چون طرح غزل کردم بیت الغزلم گشتی
چون عرض هنر کردم زیب هنرم بودی
آواز چو میخواندم سوز تو به سازم بود
÷رواز چو میکردم تو بال و ÷رم بودی
هرگز دل من جز تو یار دگری نگزید
ور خواست که بگزیند یار دگرم بودی .............
خستم از تظاهر ایستادگی ......
ساغر تمنا | June 28, 2007 1:17 PM