« در زير چتر باران | صفحه‌ی اصلی | باران جون (هرجور دوست داريد بخوانيدش) »

June 22, 2007

وقتی که من عاشق شدم شيطان به نامم سجده کرد

من عاشق چشمت شدم، نه عقل بود و نه دلی ... چيزی نمی دانم از اين ديوانگی و عاقلی

حالی می دهد بی حوصله نشسته باشی و داريوش لينک يک موسيقی و شعر بفرستد و شعر حسابی زير و رويت کند ...

وقتی گریبان عدم
با دست خلقت می درید
وقتی ابد چشم تو را
پیش از ازل می آفرید
وقتی زمین ناز تو را
در آسمانها می کشید
وقتی عطش طعم تو را
با اشکهایم می چشید
من عاشق چشمت شدم
نه عقل بود ونه دلی
چیزی نمی دانم از این
دیوانگی و عاقلی
یک آن شد این عاشق شدن
دنیا همان یک لحظه بود
آن دم که چشمانت مرا
از عمق چشمانم ربود
وقتی که من عاشق شدم
شیطان به نامم سجده کرد
آدم زمینی تر شد و
عالم به آدم سجده کرد
من بودم و چشمان تو
نه آتشی و نه گلی
چیزی نمی دانم از این
دیوانگی و عاقلی

مطالب مرتبط

نظرها

واقعاٌ محشره _حرف دل عاشقا رو زده_ومن عاشقترینم

بسیار عالی ودلنشین بود.مایه مباهات است که هنوز هم شاعران توانایی داریم که هویت غزل های فارسی را به درستی حفظ میکنند

یه اهنگ یه شعر یه دنیا

vaghean mamnoon ,be ghole khodet in sheer mitone hale adamo az inroo be oonroo bokone

واقعا که سریال به این قشنگی و شعر به این زیبائی ستودنیه...

سالها بود (ده سال یا بیشتر ) که سعی در از بر کردن شعری نداشتم تا این شعر

سلام...قسمتهایی از وبلاگتونو خوندم... واقعا زیبا و بجا می نویسین...
این شعر هم که دیگه محشره...

موفق باشین

وای چقدر می خراشدم این شعر

خدا از بزرگی کمت نکنه آبجی با این لینک و شعری که گذاشتی!!!

نمي داني با چه عشقي مي نشينم شبهاي دوشنبه شعر اين سريال "مدار زير صفر" را گوش ميدهم. شعر گمانم از دكتر افشين يداللهي است. محشر است هر كلمه بجا و دوست داشتني. خواستم بنويسم ازش كه تو نوشتي.

می‌بینی شعر چقدر جان‌دار است و فخيم؟ از همان بيت اول گريبان آدم را می‌چسبد. نه از اين جنس غزل‌های تکراری و تقليدی که مردم ادای حافظ و مولوی را در آن در می‌آورند. حسابی کيفور شديم با اين غزل. غزل عاشقانه به اين می‌گويند.

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)