مواد لازم برای قمپز در کردن:
1. باد دماغ
2.ابروان گره خورده بمهراه کمی پیچ و تاب درهم و برهم
3.چشمهایی دریده که حدقه اش کم وبیش بیرون میزند
4.زبان دراز
و ....
تو دلبری کردن را سالهاست بلدی. اگر قرار بود به قمپز روشنفکری دلبری کنی، ديگر يکی ديگر بودی. فرق است بين آنها که پز روشنفکری میدهند و آنها که «حسن خداداد» دارند و «احساس». يک جو «حس» و «درد» از خروار خروار «قمپز روشنفکری» به. من هم دعا میکنم خدايا هرگز «قمپز روشنفکری» به او مياموز، که همان «دلبر پيشين و هميشگی» باقی بماند! همان محبوب نازنين، همان تندخوی زودآشتی، همان مهربان نقاد. همهی منتقدها که لازم نيست روشنفکر باشند. خدایات از آفت روشنفکری در امان بداراد، ما را نيز هم!
نظرها
نمی دونم چرا با خوندن قمپز روشنفکری شدید یاد خودم افتادم! تنها ماریه که بلدم!
اما خب هنوز نمی دونم چجوریه! اداشو در میارم!
امید | July 7, 2007 5:05 PM
از دیگر سخنان گوهر بارتون هم می شه به : مرا کسی نساخت ،وبلاگ ساخت ..یاد کرد !
امین | June 6, 2007 3:11 PM
حرفات هميشه بوي كوير ميده
دلم خيلي برات تنگ شده گرچه تو ديگه ياد ما نميفتي
* کدوم النازی؟؟
ساغر
الناز | June 6, 2007 10:22 AM
حرفات همیشه بوی کویر میده
دلم برات تنگ شده گر چه تودیگه یاد ما نمیفتی
الناز | June 6, 2007 10:19 AM
كجايي دلم هواتو كرده ......
* همين جا ... حس و حال نوشتن ندارم.
ساغر
ساغر تمنا | June 6, 2007 6:31 AM
چه بامزه ! چه نيايش جالبي !
ولي فكر كنم وبلاگ نوشتن و دلبري كردن رو خودت به نحو احسن بلدي ديگه احتياجي به آموختن نداري . بين اينهمه وبلاگ فقط وبلاگ ناز تو دل منو برده.
روشنفكر هم هستي اينو خيلي راحت ميشه فهميد پس فكر ميكنم اصلا نيازي به اين نيايش نبود بهتره ميگفتي :
خدايا كاري كن چشم نخورم انشاالله يا به قول خودمون (ايشالااااااه)
ساغر تمنا | June 3, 2007 6:19 AM
مواد لازم برای قمپز در کردن:
1. باد دماغ
2.ابروان گره خورده بمهراه کمی پیچ و تاب درهم و برهم
3.چشمهایی دریده که حدقه اش کم وبیش بیرون میزند
4.زبان دراز
و ....
زینب | June 2, 2007 10:58 AM
زرنگی اصل کاری همون قمپزشه ..مخمل نره یا ماده ...یکی نداری عین اون به من یدی
* پسره بچم.
مریم بانو | May 31, 2007 9:03 PM
تو دلبری کردن را سالهاست بلدی. اگر قرار بود به قمپز روشنفکری دلبری کنی، ديگر يکی ديگر بودی. فرق است بين آنها که پز روشنفکری میدهند و آنها که «حسن خداداد» دارند و «احساس». يک جو «حس» و «درد» از خروار خروار «قمپز روشنفکری» به. من هم دعا میکنم خدايا هرگز «قمپز روشنفکری» به او مياموز، که همان «دلبر پيشين و هميشگی» باقی بماند! همان محبوب نازنين، همان تندخوی زودآشتی، همان مهربان نقاد. همهی منتقدها که لازم نيست روشنفکر باشند. خدایات از آفت روشنفکری در امان بداراد، ما را نيز هم!
جوخ | May 31, 2007 4:06 PM
شوخي شوخي با دكتر شريعتي هم شوخي؟ خوبي دوست عزيز؟
سميه | May 31, 2007 2:43 PM