هجرت و كوچ همیشه انسان را نو نگه میدارد...از آیه نوشتی.در گذشته های دور یک همسایه ای داشتیم که اسمش آیه بود...زمان اینقدر گذشته که با دیدن وبلاگ تو یادش افتادم.نمیدانم این همان آیه هست یا نشانه دیگری است.به هر حال یاد گذشتن زمان افتادم.هرجا هست با لبخند باشد.آهنگ هم بسیار زیبا است.شاد باش و دیر زی
باسلام
امروزا همه از ايهام و اعجاز در حد اعلا استفاده ميکنند اما در مورد کوچ ايل و غروب جمعه بگم :شايد از کوچ فقط يک شعر وروح بريدن و رفتن را شماها بشناسيد انهم فقط يک تصور که در خيابانهای کرمان ياتهران وجديداًدر فرنگ اما کوچ زندگی در حال رفتن به همراه تمام زندگيت تمتم وجودت اگر حتی گذاشته باشند همين اندک هم مال خودت باشد!!در کوچ نه نور ميبينی و نه فروشگاه و نه تعطيلی و نه استراحت اما باور کن غروب جمعه اش دلگير است و من تنها غروبی بود که خوردن نون ودوغ وپياز بهم حال نميده حتی يگار بيضی فيلتر دار با چای داغ.....
نظرها
آرشیوتون رو خواندم و لذت بردم !
وسکوت تنها ترانه ماست ....
مریم | May 26, 2007 6:25 PM
akh ke delam cheghad sokoote koocho mikhad
sade va biriya
age delet havaye kooch dare nvaye belagam ro goosh kon tahe ghorbate donyaye
fatemeh | May 14, 2007 4:58 PM
سلام دوست نادیده ام.از اینکه گاهی به من سر می زنی ولی نظری نمی دهی ممنونم.و بسیار ممنون تر که به من لینک دادی.راستی گربه خیلی ملوسی هم داری.خوشم اومد!
خاطره | May 13, 2007 10:00 PM
سلام-وبلاگت بسته شد.فقط یک بار دیدمش-خیلی حیف شد...چی کنیم با این فیلترینگ...
حامد | May 13, 2007 4:08 PM
هجرت و كوچ همیشه انسان را نو نگه میدارد...از آیه نوشتی.در گذشته های دور یک همسایه ای داشتیم که اسمش آیه بود...زمان اینقدر گذشته که با دیدن وبلاگ تو یادش افتادم.نمیدانم این همان آیه هست یا نشانه دیگری است.به هر حال یاد گذشتن زمان افتادم.هرجا هست با لبخند باشد.آهنگ هم بسیار زیبا است.شاد باش و دیر زی
حامد | May 13, 2007 2:14 PM
كوچ من از من نهايتم بود.......
ساغر تمنا | May 12, 2007 5:42 AM
باسلام
امروزا همه از ايهام و اعجاز در حد اعلا استفاده ميکنند اما در مورد کوچ ايل و غروب جمعه بگم :شايد از کوچ فقط يک شعر وروح بريدن و رفتن را شماها بشناسيد انهم فقط يک تصور که در خيابانهای کرمان ياتهران وجديداًدر فرنگ اما کوچ زندگی در حال رفتن به همراه تمام زندگيت تمتم وجودت اگر حتی گذاشته باشند همين اندک هم مال خودت باشد!!در کوچ نه نور ميبينی و نه فروشگاه و نه تعطيلی و نه استراحت اما باور کن غروب جمعه اش دلگير است و من تنها غروبی بود که خوردن نون ودوغ وپياز بهم حال نميده حتی يگار بيضی فيلتر دار با چای داغ.....
parviz | May 11, 2007 5:49 PM