بايد راهی برای نوشتن بيابم، برای از تو نانوشتن و نوشتن.
شايد جرعهای ديگر جرأتم داد.
« ما سه نفر - زلزله در تخت جمشيد | صفحهی اصلی | من و مستی و فتنه ی چشم يار »
بايد راهی برای نوشتن بيابم، برای از تو نانوشتن و نوشتن.
شايد جرعهای ديگر جرأتم داد.
نظرها
دوست من همیشه می توان از تن خسته خود کار کشید و نوشت و نوشت تا از این همه بار هستی
ذره ای کم شود آه ! اگر نوشتن و گاه نا نوشتن نبود چه بر سر من و تو و ما می آمد
هادی خوجینیان | April 10, 2007 10:31 PM
می شود؟....قلم را از هر طرف بگردانی باز به مرکز تو می چرخد ...
ذهنم را جز بر خطوط تو قراری نیست ...چنان که بتوان نوشت ....
مهسا | April 10, 2007 2:07 PM