« ما سه نفر - زلزله در تخت جمشيد | صفحه‌ی اصلی | من و مستی و فتنه ی چشم يار »

April 10, 2007

به اندازه

بايد راهی برای نوشتن بيابم، برای از تو نانوشتن و نوشتن.
شايد جرعه‌ای ديگر جرأتم داد.

مطالب مرتبط

نظرها

دوست من همیشه می توان از تن خسته خود کار کشید و نوشت و نوشت تا از این همه بار هستی
ذره ای کم شود آه ! اگر نوشتن و گاه نا نوشتن نبود چه بر سر من و تو و ما می آمد

می شود؟....قلم را از هر طرف بگردانی باز به مرکز تو می چرخد ...
ذهنم را جز بر خطوط تو قراری نیست ...چنان که بتوان نوشت ....

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)