ببين عزيز دلم پايش بيافتد تو هم مرا میدری، همان طور که من تو را. به سن و سال هم ربطی ندارد. دبستان که میرفتيم هم يادت میآيد چند بار گزارش دادی که مشقهايم را در خانه ننوشتهام و سر کلاس در حال نوشتن هستم. بزرگتر هم که شديم من اگر میتوانستم مطمئنا اعلام میکردم که تمام برگه ی امتحانت را از روی من نوشتهای ... دانشگاه که ديگر جای خود داشت. دوستپسرها و دوست دخترهايی که از هم میدزديديم و بزرگتر که شويم هم میتوانيم همديگر را بیخانه و بیکار و بیهمسر کنيم ...
فقط هرچه بزرگتر و مسنتر میشويم خطرمان برای همديگر بيشتر میشود ... بايد قاطی بازی شد. حتی اگر بازی نکنی هم بازندهای ... من هم هزار بار باختهام، بدون حتی يکبار تاس ريختن ...
لطفا انقدر خودت را به مظلوميت نزن، تقصير من نيست که حوصلهی بازی نداری، يا شايد فعلا انرژی و توانايیاش را. يادت بياور چند بار يک تيم کامل هفت نفره را روبروی دروازهبان تنهايی چيدهای و گل پشت گل به روی خودت هم نياوردهای؟ *
مهم اين است که اگر دندان دريدن داشته باشی يک ثانيه هم به من مهلت نمیدهی. گلادياتورها اجداد من و تو بودند، يک قطره از خونشان هم که در رگهايمان باشد کاملا پتانسيلاش را داريم.
به نفع خودت میشود اگر قاعدهی بازی را ياد بگيری، تو هم که ميدان را خالی کنی يکی ديگر پيدا میشود که لشکرش روبروی من صف بکشد. فقط بخت بازی عادلانه با من را از دست میدهی. من هرچه که باشم با سوت داور بیخيال توپ و دروازه میشوم اما ضمانت نمیکنم آن ديگری با تو چنين کند.
با به موش مردگی زدن خودت به هيچجا نمیرسی، از من که بر تمام تنام رد پنجههای زيادی باقی است بشنو!
* در هندبال اتفاقی میافتد که در هيچ بازی تيمی ديگری نمیافتد. داور میتواند بازيکنان را به مدت ۲ دقيقه اخراج کند. و ممکن است تا اين ۲ دقيقه تمام شود، يک بازيکن ديگر هم اخراج شود. و تيم پنج نفره شود. و همينطور اين اخراجها ادامه پيدا کند تا تنها دروازه بان در دروازه بماند. چندين بار اين اتفاق برای تيم ما افتاد (از بس که داورها تيم ما، تهران، را دوست داشتند!!). تيم مقابل معمولاً از اين اخراجها بهترين استفاده را میکرد و دروازهبان بيچاره را به توپ میبست.

نظرها
جوانمردانه بازی کنی یا نا جوانمردانه
جوانمردانه ناجوانمردی کنی یا ناجوانمردانه جوانمردی
....
فقط یادت باشه : هرچه کنی بخود کنی
اتشونر | February 19, 2007 5:45 PM
دروغ گفتم!
امید | February 18, 2007 8:54 PM
خانم بیخیال! اگه از اول قرار نبوده ما بفهمیم که هیچی و گرنه من باید بگم من که نفهودیم!
امید | February 18, 2007 8:52 PM
ای دوست تو ناجوانمردی را که می بینی به صبری عظیم سماعی مردانه کن
بارسین | February 17, 2007 7:40 AM
elaheh jan delam barayat tang shode ast.
To ro khoda inghadr aziat nasho o narahat nabash dige.
Sahar | February 16, 2007 3:21 AM
ساغر جان اميدوارم در زندگي واقعي هيچوقت گرفتار اين بازهاي ناجوانمردانه نشوي مثل بازي هندبال. راستي يادش بخير آن روزها
سميه | February 15, 2007 9:11 PM