« غروب بهمن‌ماه لندن | صفحه‌ی اصلی | خندق زمستانی »

January 24, 2007

اولين برف واقعی

ديشب تا صبح اينجا برف آمده است، اين اولين برف واقعی و حقيقی است که از ابتدای آمدنم به لندن می‌بينم. پارک و زمين فوتبال روبرو سفيد سفيد است. حس خوبی است.

اينجا هنوز هوا تاريک است و برف می‌بارد. فکر می‌کنم ساعت هفت صبح است. 
هفت و چهل دقيقه‌ی صبح، هنوز برف قطع نشده. در پارک را نگهبان باز کرده. 
آن وسط بيلبيلک پارک دو پسر در حال برف بازی هستند. خوش به حالشان. من که می‌ترسم بيرون بروم از سرما. 

هر وقت از عکس‌های پارک روبرو خسته شديد بگوييد که لوکيشن را عوض کنم. اما خوب است که در فصل‌های مختلف عکس پارک را ببينيد. فکر کنم ديگر همه‌تان می‌توانيد نقشه‌ی پارک و خانه‌ی ما را چشم بسته بکشيد!

مطالب مرتبط

نظرها

جان مادرت انقدر از این پارک عکس نگیر! لندن جای دیگه نداره؟

یک پتیوم 233 احساستی

* گفته بودم که هر وقت خسته شديد بگوييد. حالا از جاهای ديگر هم عکس می‌گذاريم حوصله‌تان سر نرود!

ساغر

عکسهای قشنگیست

والا خیلی عذر می خوام! اما اینایی که من تو آسمون این عکسا میبینم، ستاره ان؟! چرا انقده پرنور؟ ما که اینجا کورسو میبینیم!

×شما هرچه دوست داريد ببينيد. اما آن‌هايی که من عکسشان را گرفتم دانه‌های برف بودند نه ستاره. از کی تا به حال درخت ستاره دارد؟

axe ha besiyar ziba .hameh ra bardashtam.

يه سئوال بي‌مزه به ذهنم رسيد! مرا ببخشيد! ولي مي‌خواستم بپرسم اولين برف غيرواقعي رو كي ديديد؟!

× سال‌هاست که در انگليس برف نمی‌آيد. من هم در اين سه سال برف نديده بودم. برف غيرواقعی اگر می‌خواهيد در اواخر دسامبر و اوايل ژانويه زياد است. تا دلتان بخواهد در ويترين فروشگاه‌ها برف مصنوعی باريده.

مام يه مخمل داشتيم كه مرحوم شد.
خيلي خوشگل و ميونل بود...
عكسش اين دو جا هست.

http://abolfazlhabibi.blogspot.com/2006/11/makhmal.html

http://picasaweb.google.com/abolfazlhabibi/PhotoBlog/photo#4993498012375121938

چه دید جالبی دارین از خونتون؟

دیده ا ی /

ماه

حتی به اندک وقت /

سایه ات نباشد

راه از تو کم کرده باشد .

سلام
من برای طراحی قالب وبلاگم از لوگوی شما الهام گرفتم. گفتم خبر بدم که کپی رایتش رو حفظ کرده باشم. از اولین باری که این وبلاگ رو دیدم 1 سالی میگذره از همون موقع عاشق این لوگو شدم.
هنوزم به وبلاگتون سر میزنم.

سلام
از مطالب و عكس هاي قشنگت خوشم اومد.
دوباره ميام پيشت. موفق باشي

I guess is a form of being home seek that you mentioned couple of posts earlier. I have to say that after four years living in this country I do not see any attraction at all but on the other hand I do not know why I am still here!
Keep well

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)