حوصلهی ايران رفتن ندارم، حوصلهی اينجا ماندن ندارم ... دلم يک جايی میخواهد ... «جايی ميان بیخودی و کشف».
« ... | صفحهی اصلی | روزِ پَرتْ کُنُون »
حوصلهی ايران رفتن ندارم، حوصلهی اينجا ماندن ندارم ... دلم يک جايی میخواهد ... «جايی ميان بیخودی و کشف».
نظرها
ارتباط این پست رو به این قطعه ی "و همه میدانیم، ریه های لذت پر اکسیژن مرگ است" نفهمیم. شفافمان کنید!
اکبر آقا + اژدر آقا | February 14, 2007 6:03 PM
aziz biya berim gineye bisaoo
manam az inja khaste shudam .
mamosh | January 9, 2007 2:56 PM
کی می خوای بیای حالا که حوصله نداره؟
بارسین | January 3, 2007 8:34 AM
چيزی قشنگ تر از کشف يه دنيای تازه بعد از مدٌتها آواره بودن روی آب
درياها وجود داره ؟
من کريستُف کُلمبَم !
تو همه ی خشکی های کوچيک و بزرگ اقيانوسهای زمينی که هر روز
کشف ميشی و مثه شادی و گيجی من ، تموم نميشی !
ali salehi | January 3, 2007 5:11 AM
جایی بین هیچکجا و خداحافظ!
فؤاد | January 2, 2007 3:49 PM