« هی اقبالـُم | صفحه‌ی اصلی | Makhmal Obsession »

November 24, 2006

مخمل و خانه‌ی تازه

مگه خودت خونه نداری که هی از خونه‌ی من عکس می‌گيری؟ دالی! فلاش نزن نامرد! دارم خواب کفشدوزک می‌بينم. ديگه دست مامان بهم نمی‌رسه، هورا! فکر می‌کنيد از پنجره بتونم بيام بيرون؟ مگه نگفتم عکس نگير! ميام پنجولت می‌کشم ها. کلاغ خانواده! چه خوشگل می‌تونم باشم‌ها!

مطالب مرتبط

دلربايی

عشق گربه ای مشترک

ای فراورده ی لبنی

عشق نور

امرود خوران

جاروبرقی يا صور اسرافيل

مخمل گل دوست

عشق مامان

Makhmal The Goat

مخمل به درخواست نيلوفر و ساغر

يک روز با مخمل

Makhmal Obsession

باز هم مخمل

مخمل چلانی

رفت

مخمل تنبل تميز

دختر عمو، پسر عموی مخمل

مخمل

نظرها

هر چی باشه به پای گربه های خونه ما که نمیرسه.خواهر و برادر باحالی ان!فقظ باید ببینیشون.

حتا گربه ها دوست دارن خونه داشته باشن. و حتا موش ها.
تو گربه هارا خونه دارمی کنی و ما همه تلاش امان را می کنیم این موش هارا بی خونه کنیم.

دیشب یک شعری گفتم:

امشب من بیدارم و این موش بیمار
که شوهر مهربانش را
شوهر مهربان من
کشته است.

همين كه عكسهاي مخملتو مي ذاري ، مي فهمم كه زنده اي و روزا قاه قاه مي خندي .
That's enough

( حالا هي عدداي اين verificationتو زيادتر كن :(

مثل اینکه اجاره خونه گربه ها هم زیاده . تفلک نتونسته یه خونه اجاره کنه که لااقل اینقدر تنگ نباشه .فکر کنم سرش میخوره به سقف .اصلا دوست داره بره تو یه جایی به این تنگی؟تو دوست داری؟

وااااااااااااي ! تو آخر من را سكته مي‌دهي با اين عكس‌ها! اين مخمل از خوشگلي خداست :*

مبارکه. عجب خونه ای!عجب صاحب خونه ای!(بپا نیفتی یهو از اون بالا)

خوش به حالش. سرسره هم داره !

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)