قدرت خدا هميشه برای خفهشدن آمادگی تام و تمام دارم.
هرچه تمام کانالهای تلويزيون و ماهواره را میچرخم آخر و عاقبت به يک موسيقی خفهکننده میرسم که نفسام را میبرد. اين چند روز هم که باز شکر خدا تپش قلب رهايم نمیکند.
کم کم دلم دارد برای ايران تنگ میشود ...

نظرها
سلام
اگر یکی متفاوت بنویسد و خوب خودت خودتی. جالب است. یکی از نوشته هایت را هم لینک کردم.
ایران امروز -- علی | October 24, 2006 3:46 PM
شيشه ي دل را شکستن احتياجش سنگ نيست اين دل با نگاهي سرد پرپر مي شود
ايمان | October 23, 2006 11:26 PM
سلام
خوشحالم كه درد بي اينتر نتي تمامشد كاش مي توانستيد از شادي بگوييد و آرزوي آمدن رااز سر بدر كنيد البته مطمئنم كه چون در غربتيد اين آرزو را داريد اگر براي ماندن بياييد حتما دلتان تنگ اونجا خواهد شد چطور هم حكايت شما همان حكايت سواره وپياده است آنجا بودن و آنجا ماندن را بعنوان يك واقعيت خوب بپذيريد
انشا الله موفق باشيد
در ضمن عيد سعيد فطر بر شما و آقا داريوش مبارك
قاسم | October 23, 2006 8:15 PM
پا می شم میام اونجا میزنم تو سرت و بر می گردما! بابا هر بار که اینجا رو می نویسی که نباید ملتو سکته بدی !آخه عاشق ! یعنی هیچ وقت عقل به کله ات بر نمی گرده؟
زینب | October 22, 2006 10:23 AM
دلم برات تنگ شده خیلی
تو این هوای مهر و ابان!!!
نمی تونم بگم جات بین ما خالیه چون دیگه مایی وجود نداره.
نازنین | October 20, 2006 10:56 PM