« قسم به خدای کعبه | صفحه‌ی اصلی | آرزو »

October 20, 2006

جاتم اصلا خالی نيست

قدرت خدا هميشه برای خفه‌شدن آمادگی تام و تمام دارم.
هرچه تمام کانال‌های تلويزيون و ماه‌واره را می‌چرخم آخر و عاقبت به يک موسيقی خفه‌کننده می‌رسم که نفس‌ام را می‌برد. اين چند روز هم که باز شکر خدا تپش قلب رهايم نمی‌کند.

کم کم دلم دارد برای ايران تنگ می‌شود ...

مطالب مرتبط

نظرها

سلام

اگر یکی متفاوت بنویسد و خوب خودت خودتی. جالب است. یکی از نوشته هایت را هم لینک کردم.

شيشه ي دل را شکستن احتياجش سنگ نيست اين دل با نگاهي سرد پرپر مي شود

سلام
خوشحالم كه درد بي اينتر نتي تمامشد كاش مي توانستيد از شادي بگوييد و آرزوي آمدن رااز سر بدر كنيد البته مطمئنم كه چون در غربتيد اين آرزو را داريد اگر براي ماندن بياييد حتما دلتان تنگ اونجا خواهد شد چطور هم حكايت شما همان حكايت سواره وپياده است آنجا بودن و آنجا ماندن را بعنوان يك واقعيت خوب بپذيريد
انشا الله موفق باشيد
در ضمن عيد سعيد فطر بر شما و آقا داريوش مبارك

پا می شم میام اونجا میزنم تو سرت و بر می گردما! بابا هر بار که اینجا رو می نویسی که نباید ملتو سکته بدی !آخه عاشق ! یعنی هیچ وقت عقل به کله ات بر نمی گرده؟

دلم برات تنگ شده خیلی
تو این هوای مهر و ابان!!!
نمی تونم بگم جات بین ما خالیه چون دیگه مایی وجود نداره.

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)