احساس خوشی ندارم هرچند که بعد از بيست روز از خانه به اينترنت دسترسی دارم ... حس خوشی نيست وقتی ... حس خوشی نيست ...
ولی ... يک روزی نجات پيدا میکنم ... يک روزی خلاص میشوم .... خلاص از نفس کشيدن ...
« استخواندرد بیاينترنتی | صفحهی اصلی | سفيدبرفی »
احساس خوشی ندارم هرچند که بعد از بيست روز از خانه به اينترنت دسترسی دارم ... حس خوشی نيست وقتی ... حس خوشی نيست ...
ولی ... يک روزی نجات پيدا میکنم ... يک روزی خلاص میشوم .... خلاص از نفس کشيدن ...
نظرها
نننننننننننه، انوقت کی برای مینویسه که حال کنیم. نوچ موافق نیستم، نمیری یه موقه!
کورش | October 8, 2006 8:25 AM
بله؟ خلاص شدن از نفس کشیدن؟ منظورت از مقصودت چی بود؟ به داریوش بگم؟!
ضمنا سرکار قول داده بودید کارهایی برای خودتان انجام دهید. یادتان که نرفته؟
م.س. | October 7, 2006 4:34 PM
نبودي ، نبودي ، حالا هم كه اومدي اينطوري !
بابا يه دفه بيا ما رو آتيش بزن خلاص !
زينب | October 7, 2006 10:50 AM
من چرا هرچي كامنت مي ذارم كامنت دونيه تو مي خوردش؟:(
مراقب خودت هستي؟؟
-----------
پرگلک جانم ... کامنتها را من بايد پابليش کنم، خود به خود ظاهر نمیشوند ... سعی میکنم مراقب خودم هم باشم ... ممنون که حواست به من هست.
پرگلك | October 4, 2006 11:17 AM
:(
پرگلك | October 4, 2006 11:15 AM