آهان! يک چيزی هم يادم رفت بگويم ... اتفاقا بر خلاف برداشتی که از نوشتههای من تا حالا شده، من از پاريس خوشم آمد ... شهر زنده و جانداری بود ... البته نه خيابانهای فرعی و بناهای سيمانیاش که چيزی از کانسل فلتهای لندن کم ندارند ... مردم بامزهای هم داشت ... ولی خوب ... اينکه برای مسافرت جايی رفته باشی خيلی فرق میکند تا اينکه بخواهی آنجا زندگی کنی ... ولی هوايش روشنتر بود و بناهايش گرمتر ...
اما در آخر ماجرا هيچجای دنيا برای من ايران نمیشود ...

نظرها
من نمی دونم چه حکایتیه که خلق الله رو هوایی کنی و هی تعریف کنی و ... آخرش هم بگی هیچ جا مثل وطن نیست و ...
بابا شماها چرا اخه اینجوری میکنین؟ دق دادین ما رو!
(شما رو نمیگم ها ... شمای نوعی رو عرض میکنم!)
Lord | September 11, 2006 7:14 PM