« هزار حرف | صفحه‌ی اصلی | مخمل تنبل تميز »

August 10, 2006

دوباره

مادرهای بيچاره يا بايد غذای بچه‌ها را بچشند تا ثابت شود که ماده‌ی منفجره نيست يا اينکه حق بردن حتی شيشه‌ی شير نوزادانشان را به داخل هواپيماهايی که از فرودگاه‌های انگليس پرواز خواهند کرد ندارند ...
باز اين شهر جهنم شده است ...

مطالب مرتبط

نظرها

سلام چه اتفاقات ترسناکی من میترسم یعنی چی شده؟

امنيت آبجي

گاهی تنم پر می کشد برای مردن در ثانیه هایی که برای روحم قابل هضم نیست ... دیروز های همین فردا ها به این درک رسیدم که شاید این نئشگی روح من باشد وقتی جسمم مشروب واژ ه های بزرگ را می نوشد و روحی که نیست را تحت تاثیر ......باید پرواز کرد پرنده دیگر پست مدرن شده است......یاحق

ساغر نازنینم بالاخره طلسم شکسته شد و من جرات کردم برای وبلاگت کامنت بذارم خودت که می دونی چرا...
هنوز هم وبلاگ محبوب منی هنوز کلماتت منو دیوونه می کنه هنوز هم این دل منه که داره اینجا حرف می زنه....
برات دعا می کنم بتونی تواون لندن "خرابشده" راحت تر زندگی کنی...

سلام

این پست ها خوب نشان فراز و فرود حال و احوالت است. راستی شعر لیلی از کاظم ساحر را که نوشته بودی در وبلاگ زدم. با نام و منبع لازم و مفید و کافی. شما حلال کن.
http://30yasat.blogsky.com/?PostID=569
این هم آدرس همان پست.

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)