...بعد که بوسم کردی با اینکه خودم خواسته بودم و با اینکه بوست خیلی خوب بود ولی بازم گریه کردم.بازم یادم اومد که این بوسا مال اون نیست.بازم یادم اومد که اگه اون بود من دیگه الان پیش تو نبودم که بوسم کنی. وسط گریه و بوس، بدون اینکه بخواد اشکام رو ببوسه یا نازم کنه که گریهم بند بیاد یا هی ازم سوال کنه که واسه چی داری انقدر گریه میکنی فقط یه دستمال کاغذی داد دستم و گفت پاشو اشکات رو پاک کن.اشکایی که همیشه تو میبوسیدیشون...
