


« عشق سيم! | صفحهی اصلی | وقتی يک داور همه را بد عادت میکند »



* دلربايی
* عشق گربه ای مشترک
* ای فراورده ی لبنی
* عشق نور
* امرود خوران
* جاروبرقی يا صور اسرافيل
* مخمل گل دوست
* عشق مامان
* Makhmal The Goat
* مخمل به درخواست نيلوفر و ساغر
* يک روز با مخمل
* Makhmal Obsession
* مخمل و خانهی تازه
* باز هم مخمل
* مخمل چلانی
* رفت
* مخمل تنبل تميز
* دختر عمو، پسر عموی مخمل
نظرها
سلام، منم يه مخمل داشتم كه مثل بچه خودم دوستش داشتم. بايد روزي نيم ساعت توي حياط باهاش قايم باشك بازي ميكردم. اگه هم نميرفتم، قهر ميكرد و خر بيار و باقالي بار كن. بايد يه ساعت ناز خانومو ميكشيدي تا آشتي كنه. وقتي كه خواب بودم، چنان آروم ميو ميكرد كه آدم شك ميكرد كه نكنه يه آدمه در شكل گربه. و چطور ميفهمه كه آدمها موقع خواب دوست ندارند صداي بلند بيدارشون كنه. مخمل خانوم من يه عسل تمام عيار بود. و هيچ چيزي جاي خاليشو برام پر نميكنه. اي كاش اشك امان ميداد........
مينو | January 10, 2007 6:53 PM
افرین توضیحاتت کامل بود .اخیش فهمیدم
نسیمه | July 2, 2006 1:21 PM
مباركه مامان شدي بد فكري ام نيست.مسعود هيچ وقت موافق نبوده
azadeh | July 1, 2006 6:18 AM
خیلی بانمکه.
فردان | June 29, 2006 1:05 AM
سلام. این کلمه "پسرک" رو یه جوری میگید که من یه جورایی فمینیسمم عود می کنه. مواظب باشین این روزا بگیر بگیر زن دوستاس!
ارسطو | June 26, 2006 8:51 PM
مرسی از این همه توضیح خوب خوب!
ايران امروز - علي | June 26, 2006 4:05 PM