« شانس | صفحه‌ی اصلی | آه ای همه‌ی زنان کارگر! »

June 5, 2006

سخت است رفتن با دو پای گر گرفته

نوشتن و در واقع فرياد زدن گاهی چقدر سخت می‌شود. آدم‌ها آزارم می‌دهند و من سخت‌تر از گذشته آزارشان را به جان می‌پذيرم! آدم‌ها همان آدم‌ها اند، و آزارشان به همان سختی گذشته، اما برای منی که روز به روز ضعيف‌تر می‌شوم زخمی که برمی‌دارم کاری‌تر می‌شود.

يک روز، يک روز که اصلا دور نيست ... اصلا دور نيست ...

مطالب مرتبط

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)