باز هم اينجا تهران است، نيمشب گرم بهاری اقدسيه، شب گردی خوشی را به پايان بردهام و پر از عطر و بوی هزار خاطرهی خيابانهای تهران به خانه بازگشتهام. هنوز بهار نيامده اين کوهها رنگ تابستانی به خود گرفتهاند. انگار که شب مرداد باشد و کوههای البرز زير مهتاب شبانه بدرخشند ...
کمی بهتزدهام، میترسم تا به خودم بيايم وقت رفتن رسيده باشد ... تنهايی در ابتدايش سخت بود اما حالا بدک نيست ... بيشتر به روزهای تنهای گذشته فکر میکنم و اين حال و هوا برای مرور خاطرات بد نيست ...
بهار تهران زيباست حتی اگر چنين بیسابقه گرم و تبدار باشد ... جای همهی شما که آنسوی مرزهاييد خالی ...

نظرها
jaye hich kas onja khali nist khialet rahat
foad | April 25, 2006 2:09 PM