« Wild Child | صفحهی اصلی | اسفند »
بايد قوی بود، بايد قوی شد ... برای بودن.
ساغر@ | شنبه ۶ اسفند ۸۴
سلام تولدت مبارك خوشحاليم كه بعد از ....يك مطلب از بودن و ماندن ديديم ديگه بوي ياس نمياد اين خيلي خوبه شايد شروع مجددي باشد محكم باش....
شاهد وقاسم | February 27, 2006 3:21 PM
«انجام وظیفه مثل کوه سنگین است، اما مرگ مثل یک پَر سبُک است.» ــ ؟؟ (نمیدانم از کیست.)
بابا لنگدراز | February 27, 2006 8:15 AM
سلام مهربون .يك روز قبل از تولدتمبارك
azadeh | February 27, 2006 5:08 AM
سلام... پيامي که اين روزها همه ي ما به اون نياز داريم.
نکته گو | February 26, 2006 1:03 PM
قصه شنیدم که بوالعلا به همه عمر
لحم نخورد و ذوات لحم نیازرد
در مرض موت با اجازه دستور
خادم او (جوجه با) به محضر او برد
خواجه چو آن طیر کشته دید برابر
اشک تحصر ز هر دو دیده بیفشرد
گفت:چرا ماکیان شدی , نشدی شیر
تا نتواند کست به خون کشد و خورد
مرگ برای ضعیف ,امر طبیعی ست
هر قوی اول ضعیف گشت و سپس مرد
Hooman | February 26, 2006 2:09 AM
(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)
نام:
آدرس ایميل
آدرس وبلاگ يا سايت
اطلاعات به خاطر سپرده شود؟
نظر: (میتوانيد از تگهای اچتیامال نيز استفاده کنيد.)
نظرها
سلام تولدت مبارك خوشحاليم كه بعد از ....يك مطلب از بودن و ماندن ديديم ديگه بوي ياس نمياد اين خيلي خوبه شايد شروع مجددي باشد محكم باش....
شاهد وقاسم | February 27, 2006 3:21 PM
«انجام وظیفه مثل کوه سنگین است، اما مرگ مثل یک پَر سبُک است.» ــ ؟؟ (نمیدانم از کیست.)
بابا لنگدراز | February 27, 2006 8:15 AM
سلام مهربون .يك روز قبل از تولدتمبارك
azadeh | February 27, 2006 5:08 AM
سلام... پيامي که اين روزها همه ي ما به اون نياز داريم.
نکته گو | February 26, 2006 1:03 PM
قصه شنیدم که بوالعلا به همه عمر
لحم نخورد و ذوات لحم نیازرد
در مرض موت با اجازه دستور
خادم او (جوجه با) به محضر او برد
خواجه چو آن طیر کشته دید برابر
اشک تحصر ز هر دو دیده بیفشرد
گفت:چرا ماکیان شدی , نشدی شیر
تا نتواند کست به خون کشد و خورد
مرگ برای ضعیف ,امر طبیعی ست
هر قوی اول ضعیف گشت و سپس مرد
Hooman | February 26, 2006 2:09 AM