ما کتک خورديم به طرزی وحشتناک، گوشیهای موبايل هردويمان را هم دزديدهاند ... هيچ کسی هم به دادمان نرسيد. هشت تا ده بچهی پانزده تا بيست سال تا میخورديم جلوی چشم مسافران اتوبوس و اتومبيلهايی که میگذشتند زدندمان ... پليس هم بيست دقيقهی بعد از راه رسيد ... هيچ کاری هم برايمان نکردند ...
نوشتم شايد دلم خنک شود ... اما هنوز نشده است ... نمیشود .... همهی بدن و تنم درد میکند ... داريوش هم تمام سرش ورم کرده ... آنقدر در پهلوها و کمرمان با پا و مشت زده اند که ...
اين هم از مملکت متمدن بريتانيای کبير ...
من از تمام تينايجرها متنفرم


