کفشهايم کو؟
چه کسی بود صدا زد: سهراب؟
آشنا بود صدا مثل هوا با تن برگ.
مادرم در خواب است.
و منوچهر و پروانه و شايد همهی مردم شهر.
شب خرداد به آرامی يک مرثيه از روی سر ثانيهها میگذرد
و نسيمی خنک از حاشيهی سبز پتو خواب مرا میروبد.
بوی هجرت میآيد:
بالش من پر آواز پر چلچلههاست.
سهراب سپهری
نظرها
دیوونه
تو هم دلت خوشها
saeid | December 28, 2005 8:50 PM
انسان ها ممکن است که با شادی به هم نزدیک شوند ولی با درد در هم فرو می روند...
Azim | December 27, 2005 5:11 PM