« زمين‌لرزه‌ی قشم | صفحه‌ی اصلی | تست ام‌تی »

December 2, 2005

زرد و سرخ و ارغوانی

بالاخره امیرحسين اين تصنيف زيبا را در وبلاگش منتشر کرد! برای دانستن اين‌که زيباترين تصنيفی که در يک سال گذشته زير لب زمزمه کرده‌ام چيست می‌توانيد از وبلاگ يک سبد آواز نو اين موسيقی شگرف و شعر فوق‌العاده را بنيوشيد و بنوشيد.
برای اولين بار در تمام زندگی‌ام اين تنها شعری بود که با يک‌بار شنيدن‌اش به خاطر سپرده بودم ... اين تصنيف هم بوی يک شب زمستانی در گلدرزگرين در ميان جمعی که تمام مهربانی بودند را می‌دهد و هم گرمای دل‌انگيز روزهای آخر شهريور پارک‌وی و خانه‌ی سايه‌ی عزيز را با خود دارد ... آن شب سبز و سرخ‌ِِ من و سارا ... تار لطفی(!) ... و غريبانه نوازی!!

ريخته بر زمين سرد، اين همه برگ سرخ و زرد
آه بهار آرزو بر سر من گذر نکرد 

مطالب مرتبط

نظرها

واقعا زیبا بود. ممنون. راستی من دیوونه تار لطفی هستم.

چو دیدم دختر دریا ز خورشیدش به سر تاجی
نمی‌خواهم ز دنیا تاج و تخت واژگونش را...

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)