کجای اين جنگل شب پنهون میشی خورشيدکم
پشت کدوم سد سکوت پر میکشی چکاوکم
چرا به من شک میکنی من که منم برای تو
لبريزم از عشق تو و سرشارم از هوای تو
دست کدوم غزل بدم نبض دل عاشقمو
پشت کدوم بهانه باز پنهون کنم هقهقمو
گريه نمیکنم نرو، آه نمیکشم بشين
حرف نمیزنم بمون، بغض نمیکنم ببين!
سفر نکن خورشيدکم ترک نکن منو نرو
نبودنت مرگ منه، راهی اين سفر نشو
نذار که عشق من و تو اينجا به آخر برسه
بری تو و مرگ من از رفتن تو سر برسه
گريه نمیکنم نرو، آه نمیکشم بشين
حرف نمیزنم بمون، بغض نمیکنم ببين!
نوازشم کن و ببين عشق میريزه از صدام
صدام کن و ببين که باز غنچه ميدن ترانههام
اگرچه من به چشم تو کمام، قديمیام، گمام
آتشفشان عشقام و دريای پر تلاطمام
گريه نمیکنم نرو، آه نمیکشم بشين
حرف نمیزنم بمون، بغض نمیکنم ببين!
کاش يکی به برادر گلام بگويد که چقدر دوستش دارم ... چقدر اينجا به يادش میافتم ... آن شب تابستانی پر ستارهی جادهی چالوس دوست داشتم جادهها هيچ وقت پايانی نداشتند و او میراند و من کنارش آنقدر به ستارهها نگاه میکردم که چشمانم ستاره میزد. اين ترانه به ياد علیرضا میاندازدم ... دلم برايش تنگ است ... برای دل کوچک مهربانش ...

نظرها
kash jadehaye shomal hich vaght tamami nadasht
saghar | December 7, 2005 10:38 PM
سلام، خوبین؟ داریوش عزیز چطوره؟
لاگتون مثل همیشه زیباست. مخصوصا آهنگ داریوش. اگر ممکنه لینکشو برام
میل کنید.
به داریوش سلام برسونین.
شاد باشید.
محمد میناچی( استودیو صحرا) | October 20, 2005 11:07 AM
من هم اين را نوشته بودم روزگاري در باد صبا... و يك بار گفتن اينكه بغض نمي كنم ببين نجاتم داد از فراق... اما اين هم اثرش مثل تمام دواها كوتاه بود... اي واي از دل ما
باد صبا | October 19, 2005 9:51 PM
تو قلبت قلب عاشقهای دنیاست.
Ali | October 18, 2005 12:18 AM