« عصر جديد | صفحه‌ی اصلی | من پری کوچک مهربانی را... »

October 17, 2005

پشت کدوم بهانه باز پنهون کنم هق‌هقمو

کجای اين جنگل شب پنهون می‌شی خورشيدکم
پشت کدوم سد سکوت پر می‌کشی چکاوکم
چرا به من شک می‌کنی من که منم برای تو
لبريزم از عشق تو و سرشارم از هوای تو

دست کدوم غزل بدم نبض دل عاشقمو
پشت کدوم بهانه باز پنهون کنم هق‌هقمو
گريه نمی‌کنم نرو، آه نمی‌کشم بشين
حرف نمی‌زنم بمون، بغض نمی‌کنم ببين!

سفر نکن خورشيدکم ترک نکن منو نرو
نبودنت مرگ منه، راهی اين سفر نشو
نذار که عشق من و تو اينجا به آخر برسه
بری تو و مرگ من از رفتن تو سر برسه
گريه نمی‌کنم نرو، آه نمی‌کشم بشين
حرف نمی‌زنم بمون، بغض نمی‌کنم ببين!

نوازشم کن و ببين عشق می‌ريزه از صدام
صدام کن و ببين که باز غنچه ميدن ترانه‌هام
اگرچه من به چشم تو کم‌ام، قديمی‌ام، گم‌ام
آتشفشان عشق‌ام و دريای پر تلاطم‌ام
گريه نمی‌کنم نرو، آه نمی‌کشم بشين
حرف نمی‌زنم بمون، بغض نمی‌کنم ببين!

کاش يکی به برادر گل‌ام بگويد که چقدر دوستش دارم ... چقدر اينجا به يادش می‌افتم ... آن شب تابستانی پر ستاره‌ی جاده‌ی چالوس دوست داشتم جاده‌ها هيچ وقت پايانی نداشتند و او می‌راند و من کنارش آنقدر به ستاره‌ها نگاه می‌کردم که چشمانم ستاره می‌زد. اين ترانه به ياد علی‌رضا می‌اندازدم ... دلم برايش تنگ است ... برای دل کوچک مهربانش ...

مطالب مرتبط

نظرها

kash jadehaye shomal hich vaght tamami nadasht

سلام، خوبین؟ داریوش عزیز چطوره؟
لاگتون مثل همیشه زیباست. مخصوصا آهنگ داریوش. اگر ممکنه لینکشو برام
میل کنید.
به داریوش سلام برسونین.
شاد باشید.

من هم اين را نوشته بودم روزگاري در باد صبا... و يك بار گفتن اينكه بغض نمي كنم ببين نجاتم داد از فراق... اما اين هم اثرش مثل تمام دواها كوتاه بود... اي واي از دل ما

تو قلبت قلب عاشقهای دنیاست.

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)