« گوشم چرا مالی اگر من گوشه‌ی نان بشکنم | صفحه‌ی اصلی | تهوع »

October 11, 2005

حوصله

بی حوصله‌ام ... من هم دلم می‌خواهد با يکی حرف بزنم ... اما کسی نيست ... صدای آهم شنيده می‌شود هنوز؟

مطالب مرتبط

نظرها

salam:) tamame neveshtehato ye ja khooondam... yde jooraei manam hamin ... daram!!! nemidoonam!

من گاهی دلم برای کسی تنگ میشود که با او حرف بزنم و درد دل کنم
کمی بیشتر در خیالش بودم دیدم نه کسی دارم که باهاش حرف بزنم نه حرفی دارم ، نه دردی

درد بی دردی علاجش آتش است

من هم حوصله ندارم و دلم می خواهد با یکی حرف بزنم ولی راستش را بخواهی وقت ندارم. جانم به لب از لعل خموش تو رسید
وز لعل خموش باده نوش تو رسید
گوش تو شنیده ام که دردی دارد
درد دل من مگر به گوش تو رسید
این شعر را زمانی که یک بار در دوران دانشجویی و دوری از خانه دچار گوش درد شده بودم(مثل الآنِ خودت) پدرم برایم سرود و به تو تقدیمش می کنم عزیز.
مواظب خودت باش

من هم بدم این روز ها خیلی بد و بی حوصله! بیش تر از روزهای لندن...تا دو سه هفته‌ی دیگر بر می‌گردم...دلم برای حجم عضیم تنهایی خودم هم تنگ شده. انگار هیچ‌کس را نداشته باشی و هیچ‌کس هم نداشته باشدت بهتر است!!
مراقب خودت باش و به داریوش سلام برسان.

صدای آه که نه....ولی یه صدای فریاد میومد... مال شما نبود؟

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)