« خودم کردم که ... | صفحه‌ی اصلی | ببخشيد ... ببخشيد »

August 20, 2005

خسته

من مغزم در حال انفجاره ... همه چيز تکراری ... تکراری ...

مطالب مرتبط

نظرها

حرفهایی هست برای گفتن
و حرفهایی هست برای نگفتن ...
اگر مخاطب خویش ئ یافتند یافته میشونذ ...
واگر نیافتند
از درون روح را به آتش میکشنذ
کویر(علی شریعتی)

چرا خسته‌ايد ... آنجا، در ملكوت يكي برايتان دلش تنگ شده بود برايت ... اين كم چيزي نيست آنهم چنان آدمي كه من تا كنون شناخته‌ام

من از دست تو در عالم نهم روي وليكن چون تو در عالم نباشد... براي اين نوشتم كه مدام در ذهنم است اين غزل سعدي... و حرفهايت را ناگهان همدل يافتم

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)