برای ثبت در تاريخ مینويسم و الا که هيچ فايدهی ديگری ندارد:
من نمیفهمم که اين ملت چرا هيچ توضيحی در مورد کارهايی که میکنند و مستقيما بر يکی ديگر اثر میگذارد به آن بدبخت فلکزده نمیدهند؟ حتی مشکل اينجاست که وقتی آن بختبرگشته هم سوال میکند باز با جواب روشنی روبرو نمیشود. شايد فکر میکنند طرف مقابلشان میتواند ذهنشان را بخواند يا کمی بدبينانه اگر نگاه کنيم ... بیخيال!
به هر حال ... همان اول هم گفتم که فايدهای ندارد ... اما خودم يادم باشد اگر کاری خواستم بکنم يا از کسی خواستم که برايم کاری بکند کمترين کاری که میتوانم انجام بدهم اين است که جزييات ماجرا را برايش از پيش بگويم ... حتی شايد کليات هم بس باشد ...

نظرها
you will get used to her like us.
آبان | August 20, 2005 9:56 PM
اينقدر شخصي بود كه نمي دانم چه بنويسم... البته باد صباي ما به روز شده
باد صبا | August 18, 2005 12:56 PM
الهی فدات شم که اینقدر پیچ تو پیچ نوشتی..جزئیات..کلیات..همه ش می گذره...به سرعت! لحظه هاتو خراب نکن خواهش می کنم.
نوشا | August 16, 2005 8:50 PM