اين جشن نيکوکاری را با جشن نيکوکاری خودمان مقايسه میکنم ... و فکر میکنم اگر میشد خوانندههای ما هم میتوانستند چنين چيزی برگزار کنند ...
از صبح نمیشود از پای تلويزيون بلند شد ... اول که بازی نيمهنهايی تنيس ويمبلدون که اين پسرک رادک جان مرا بالا آورد تا برد.
و بعد هم فينال زنان ويمبلدون که ونوس ويليامز با خلبازی تمام آن سينی (يا بشقاب) را از آن خودش کرد.
مابين بازیها هم که لايو ايت را نگاه میکردم تا همين لحظه که نلسون ماندلا در حال حرف زدن است ...بهترين بخش ماجرا تا حالا آمدن بيل گيتس و ترانههای زيبای دايدو بودند.
مدونا هم که خودش را خفه کرد!! اصلا از اين زن خوشم نمیآيد. اينها چرا همش بد و بيراه به مردم میگويند؟؟ همه هم برايشان دست میزنند و هورا میکشند!!

نظرها
سلام, اولین وبلاگی که توش راجع به این جشن نیکوکاری بزرگ خوندم وبلاگ شما بود. فکر نکردم که اینقدر قضیه جدی باشه. وقتی دیدم زن نوشت و یک وبلاگ دیگه هم نوشتن تحریک شدم ببینم چیه و توی بی بی سی راجع بهش خوندم. باعث تاسف بود که با اینهمه گشت زنی در اخبار از چنین چیزی بی خبر بودم. راستی چرا در این مورد تو ایران اطلاع رسانی درست نشده بود؟ یا نکنه من یه لحظه چشمم رو هم گذاشتمو یک سال رو طی کردم؟
نوشین | July 4, 2005 9:55 AM
salam, man hamishe az khoondan webloget lezat mibaram.hich vaght nemitoonam comment bezaram nemidoonam chera safhe Nazar baram ghati pati baz mishe!emrooz gooia shans ovordam! khob emrooz amma tashakor mikonam az inke weblog kheili khoobi dari!!moteasfam ham az inke baiad finglish haie man ro bekhooni1 movafagh bashi!
mikhaichikar | July 3, 2005 12:42 PM
چه بد و بیراهی می گن؟؟؟
از اين اف اف ها ...
ساغر
نوشین | July 3, 2005 5:59 AM
راستش برنامه خيلي جالب بود. ولي من نميدونم چرا هنوزم توي سرم صداي دنگ دنگ طبل مياد! با اينکه رفتم بخوابم ولي از اين صداي توي سرم خوابم نمي برد. ولي بازم به اين همت باب گلدوف...اين جمعيت رو توي اين پايتخت ها جمع کردن کار هرکسي نيست.
مرجان | July 3, 2005 2:24 AM