« هر که با لر در افتاد ور افتاد | صفحه‌ی اصلی | خبر يک »

June 19, 2005

آخرين رای

حالا حال طرفداران ناطق‌نوری را در هشت سال پيش درک می‌کنم که در اوج ناباوری بازی به خيال برده‌ی‌شان را باختند... و با اجازه‌ی تمام گل و بته‌های وبلاگستان که می‌گويند تقصير را گردن ديگری نيندازيم می‌خواهم هرچه فرياد دارم را بر سر تحريمی‌های ساده دل بکشم (گذشت زمان آن‌که بنا بود هرچه فرياد داشتيد بر سر آمريکا بکشيد، دشمن خانگی داريم). خطر عظيم‌تر از آن است که فکر می‌کنيم ... بازی خاصی هم در ميان نيست ...
من با درد تمام به رفسنجانی رای خواهم داد و از شرم چشم‌های گنجی چشم‌هايم را خواهم بست ... و شما باز هم در خانه بنشينيد و تحريم کنيد ...ولی فردا حتی يک کلام هم حق نخواهيد داشت از ايران و آزادی بگوييد ... تو که خود هنوز به زنجير خودت اسيری و بين رای ندادن تو و رای تکليفی آن پيرمرد بی‌سواد روستايی - که آن رای ارزش بيشتری دارد - راه بسيار است، ديگر هيچ حقی بر گردن هيچ ايرانی نداری ... اگر خارج‌نشينی که ديگر به هيچ کس نگو ايرانی هستی ... چون من ايرانی وطن‌فروش نمی‌شناسم که تو دومی‌اش باشی ... اگر هم در ايرانی از آنچه از روز شنبه‌ی آينده بر سرت خواهد آمد لذت ببر و فکر کن از حق خودت استفاده کرده‌ای و رای نداده‌ای تا برای آخرين بار جرات داشته باشی اعتراض‌ات را نشان بدهی ... ای خدا خير و برکت‌تان دهد که جگرم تکه تکه است ... و اگر خيال می‌کنی درد تو در اين سال‌ها بيشتر از درد من بوده بگو تا برايت بگويم که چه‌ها بر سر من رفته است که حالا اين‌جا دور از همه‌ی زندگی‌ام نشسته‌ام و از جوانی‌ام تنها حسرتی برايم مانده ... بگو تا بگويم يک دختر ايرانی چه‌ها کشیده ... چه‌ها می‌کشد ...
من درد می‌کشم و از اين درد به خودم می‌پيچم ... و اگر تا جمعه در بدنم جانی باقی بود دوباره روبروی کنسولگری خواهی ديدم که روسری سرخم را سر خواهم کرد و انگشت آغشته به جوهرم را اين‌بار به تو نشان خواهم داد و در چشم‌های تويی که پشت ميله‌های محافظ پليس ايستاده‌ای تا به من آسيبی نرسد نگاه خواهم کرد ... ولی اميدی ندارم که ببينی‌ام ... تو تنها يک کار می‌دانی و آن هم حرف زدن است ... اگر چشم‌هايت بينا بود که سی ميليون نفر را نديده نمی‌گرفتی و اگر گوش‌هايت شنوا بود ...
اصلا نمی‌دانم چرا با تو حرف می‌زنم ... ارزش حرف زدن را هم نداری ... در لانه‌ات بخز و آسوده بخواب ... شهر در امن و امان است ...

مطالب مرتبط

نظرها

dooste aziz, to bayad hamoon hafteh pish ke ray dadi cheshmat ro az sharme cheshmaye Ganji mibasti, mage oon entekhabat ro tahrin nakardeh bood? chera shomaha az hame talabkarin? mage democraci nist? yeki mikhad ray mideh, yeki nemikhad ray nemideh?

چرا احساس كردي راي اون پيرمرد ارزشش بيشتر ه؟؟ معني دمكراسي چيه؟؟؟؟......


momayez ha jabe ja shode ast
نگاهي به آرا نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري.
1- بررسي وزن اپوزسيون نظام در نهمين انتخابات رياست جمهوري

چند درصد مردم ايران آگاهانه در انتخابات راي ندادند؟

متوسط درصد شركت مردم ايران در انتخابات رياست جمهوري در 8 دوره گذشته64/08 درصد را شامل مي شود.
بيشترين درصد شركت كنندگان مربوط به هفتمين دوره انتخابات رياست جمهوري" دوم خرداد 76" با79/92
درصد است.
يعني در بهترين حالت كه تمام افراد و گروهها در انتخابات شركت كردند، جمهوري اسلامي توانست حدود 80 درصد از مردم را با خود همراه كند. همه مي دانيم كه راي بسياري از همين 80 درصد در سال 76 راي نه به جمهوري اسلامي بود كه به نام خاتمي در صندوق ها ريخته شد. البته بودند كساني كه در همان مقطع نيز از راي دادن در جمهوري اسلامي ابا كردند.
در اين بررسي آماري اما اينگونه در نظر مي گيريم كه همه اين 80 در صد به نوعي با نظام جمهوري اسلامي در سال 76 همراهي كردند و به اصلاحات در درون آن اميدوار بوند. از سويي ديگر در نظر مي گيريم هيچ درصدي در اين سال انتخابات را تحريم نكردند - صفر درصد - و بقيه 20 درصد شركت نكنندگان در انتخابات را كساني در نظر مي گيريم كه اصولا گرايش سياسي نداشته و نسبت به مسائل سياسي بي تفاوت بوده و يا اساسا كاري به مسئال سياسي در آن حد كه به پاي صندوقي بروند يا نروند ندارند.
با احتمال پذيرش مفروضات پيشين در طول 8 دوره انتخابات رياست جمهوري حدود 16 در صد از مردم ايران در هيچ انتخابات رياست جمهوري نتوانستند نماينده افكار خود را در بين نامزدهاي انتخاباتي بيابند و يا اساسا با اصل نظام مخالف بوده و همچون رهبران آن، شركت در انتخاباتي در نظام جمهوري اسلامي را راي به اصل نظام تلقي كرده اند.

- سال 84، انتخابات رياست جمهوري
متوسط درصد شركت مردم درنهمين انتخابات رياست جمهوري 62/66
درصداست.
در اين انتخابات تحريم كنندگان تقريبا از هيچ تريبون و يا رسانه اي براي تبليغ افكار، ديدگاهها و برنامه هاي خود برخودار نبودند. البته راديو، تلويزيون هاي لس آنجلسي در اين زمينه فعاليت هايي داشتند كه به تاييد اكثر تحريم كنندگان برنامه هاي اين رسانه ها نه تنها تبليغ تحريم نبوده كه بيشتر ضد تبليغ محسوب شده وحتي گاه شائبه دخالت و حمايت جمهوري اسلامي را نيز در پي داشت.
از سوي ديگر انتخابات نهم به نوعي از شفاف ترين و حساس ترين انتخابات ها محسوب شده و هر فرد ايراني احساس مي كرد كه بايد در آن نظر خود را ابراز نموده و به نوعي راي خود را در آن اعلام كند ولو با راي ندادن.
با پذيرش مفروضات فوق با كسر ميزان مشاركت62/66
درصدي از بيشترين ميزان مشاركت79/29 در صد، به اين نتيجه مي توان دست يافت كه حداقل17/26 در صد از مردم ايران انتخابات رياست جمهوري را تحريم كردند. يعني با وجود 46 ميليون و786هزار و 418نفر واجد شرايط 17 ميليون و 469 هزار و 376 نفر در انتخابات شركت نداشتند كه 8ميليون و 75هزار و 335 نفر از آنها آگاهانه اقدام به اين كار كردند.
در اين خصوص آرا باطله و سفيدرا نيز بايد در نظر داشت. زيرا برخي از كارمندان دولت و يا افراد با وجود مخالفت با نظام جمهوري اسلامي و رغبت به تحريم انتخابات جهت حفظ شغل خود يا پاره اي مسائل در انتخابات شركت كردند اما نام نامزدي را در برگ راي خود ننوشتند.برخي نيز با اين اقدام اعتراض خود را اعلام نمودند. تعداد كل آرا باطله يا سفيد نيز در اين انتخابات1ميليون و 221هزار و 940 راي بود.اين آرا و يا بخشي از آنهارا در بخش تحريمي ها قرار نمي دهيم با اين استدلال كه در اين ميان اگر كسي مايل به تحريم نيز نبوده اما نتوانسته است علايق خود را بروز دهد و اصطلاحا پاي كار نبوده است.
-
نگاهي به وضعيت استانها:
با بررسي آمار تفكيكي استانها مي توان با پيش فرض اينكه مشاركت كمتر نشانگر تمركز بيشتر نيروهاي تحريمي در استانها بوده است، به تمركز بيشتر نيروهاي تحريمي پي برد .البته تجزيه و تحليل علل اين امر مجال ديگري مي طلبد.
استان كردستان با 37/37 درصد شركت كننده – و با 1032306 نفر واجد شرايط- پايين ترين ميزان مشاركت را داشته است. يك باز نيز در سال 1358 و در اولين انتخابات رياست جمهوري استان كردستان اين ركورد را با مشاركت 12/83 درصدي به دست آورده بودند.
آذربايجان غربي دومين استان با كمترين ميزان مشاركت مردمي در نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري است. ميزان مشاركت در استان آذربايجان غربي 44/02 درصد بود. تعداد واجدين شرايط در اين استان 1916929 نفر اعلام شده بود.
مشاركت در سايراستانهابالاي 50 درصد است.
بر اين اساس استان آذربايجان شرقي با 51/25 در صد مشاركت در مقام بعدي قراردارد.
دراستان ارديبل نيز مشاركت 54/15 درصد بوده است.
در استان خوزستان مشاركت به 55/33 درصد رسيده است.
در استان كرمانشاه با مشاركتي 55/37 درصدي مواجه بوده ايم.
استان اصفهان با 58/26 و استان گيلان نيز با مشاركتي 58/40 در صدي در رده هاي بعدي قرار دارند.
مشاركت در ساير استانها بيش از 60 درصد است.
به اين ترتيب با پيش فرض هاي ارائه شده در اين متن مي توان ميزان نارضايتي از جمهوري اسلامي در استانها و تمركز اپوزيسون در آنها را كه مخالفت آنها منجر به تحريم شده است را نيز مشخص كرد.
آيدين جهانبخش

-آمار استفاده شده در اين متن مستند به آمار ارائه شده در سايت وزارت كشور مي باشد.www.moi.ir

واقعا هم رای دادن به رفسنجانی در این شرایط دردناک است

ساغر گرامی، با تمام آزردگی که داری امیدوارم وقت کنی این یادداشت کوتاه مرا بخوانی:
http://www.pouyashome.com/weblog/archives/000290.html

پویا

من برای رای دادنم دویست و خورده‌ای فحش خوردم.... این اتفاق یه نتیجه‌ی مثبت هم داشت.. ظرفیت همدیگه رو بهتر شناختیم..

لعنت به تحريمي ها كه چند رو ز است خواب و خوراک از ما بریده اند. لعنت به تمام کسانی که فکرشان را به کار نمی اندازند و اجازه می دهند یک مشت ابله متعصب برایشان تصمیم بگیرند. لعنت به آنهایی که یک نفر با یک دوربین و کنترل از راه دورش برایشان مهمتر از تحلیل خودشان است. تحلیل بسیار ساده بود.÷یش بینی بسیار ساده بود. مگر جز این در مجلس هفتم اتفاق افتاد؟

ey baba! shoma ham aghletan paresang mibarad engar!

البته اين خطاب به من نبود. اصلاً. ولي، نمي دونم خوشحال باشم از اين وضعيت شما، يا ناراحت از بسته بودن چشمهايتان. چشمهاي همه ي شما، كه حتي حالا هم باز نشده.
واقعاً اين خنده دار و گريه دار است كه از ترس، يك ترس موهوم از ديد من، بخواهيم برگرديم به تاريك ترين نقطه ي اين بيست و خورده اي سال. نمي دانم كه از ديد شما احمدي نژاد چيست. ولي مطمئنم اگر درست فكر كنيد، مسلماً هاشمي از همه لحاظ خطر بيشتري دارد. "تشنگان قدرت" از هر طيف و طائفه اي باشند، خطرشان از "شيفتگان خدمت" با هر ديدگاهي كه باشند، بيشتر است. از همين رو است، كه بعيد نبود اگر معين با هاشمي به اين مرحله مي رسيد، به معين رأي مي دادم، و از همين رو است كه حال، به احمدي نژاد رأي خواهم داد.
خيلي عجيبم نه؟ ولي فكر كنيد. خوب فكر كنيد. نكند شما عجيب باشيد؟

سلام

یک بار دیگر می رویم رای می دهیم. اگر دوست داشتی متنی را در وبلاگ گذاشتم شما هم ان را در وبلاگ خوداتن کپی کنید. در ضمن وبلاگ شما را به لیست دیگر وبلاگها اضافه کردم. اینطوری در دسترس هستید.

ساده دل کسانی هستند که فکر میکنند این انتخابات واقعا صادقانه برگزار شده و آرا شمارش شده...تا به کی ساده لوحی؟ در این نظام کثیف همه چیز از پیش تعیین شده است و این بازی ها(انتخابات) تنها بهانه ای است که ما ما ها به جون هم بیفتیم که افتادیم.

سلام خانومی. حس عصبانیتت رو درک می کنم و می فهمم چه حالی داری. اما باور کن که این نتیجه نتیجه ی واقعی انتخابات نیست. گرچه من طرفداران معین رو هم خیلی کم می دیدم اما با این حال نتیجه باور نکردنی و شرم آوره.. اون قدر که قبولش سخته! من فکر نمی کنم تایید صلاحیت معین از اول هم بی دلیل بوده.. اینها دیگه نمی خواستند دوم خرداد تکرار بشه، و اینقدر از نتیجه نهایی حتی قبل از همه چی مطمئن بودند که اجازه دادند معین هم بیاد. همه اینها برنامه ریزی شده بوده... مردم تهران که احمدی نژاد رو به اسم قاتل می شناسند، اما تو شهرستانها حتی به این اسم و یا هر اسم دیگری هم نمی شناسنش! چه جوری 6 ملیون؟ کی رای داده؟ همه این سوالها چند سال بعد جواب داده میشه...و مطمئن باش رای من و شما نیست که این نتیجه رو رقم زده. و حالا هم خوشحالم که رای ندادم و رایم به اسم دیگری خونده بشه و من هم بشم جزو هواداران یه گروهی که آزادی و امنیت رو در این سالها و سالها از من گرفته اند...و بعد بیان بگن که مثلا 35 ملیون رای داده اند و نتیجه این باشه که احمدی نژاد 10 ملیون رای بیاره!!!!!و خب گفته بشه همه چی ok هست ، و انتخابات آزاد...
خانه از پای بست ويران است..

Saghar jan vala shenide am ke iraniane kharej az keshvar nemitonan dar dore dovom sherkat konan. nemidonam sehate in harf cheghadar doroste. chizi shenide i dar in mored?

آسيه جان
مطمئن باش که شايعه است. هيچ کسی نمی‌تواند جلوی رای دادن ما را بگيرد.

آب و هوای فارس عجب سفله‌پرور است...

نظر بدهيد

(نظر شما پس از تأييد منتشر خواهد شد. نيازی به دوباره فرستادن نظر نيست.)