اين رای واقعی ملت است ... حالا گيريم حتی دو-سه ميليون هم تقلب شده باشد (که فکر نمیکنم) ... مردم ما همين هستند ... حالا میخواهيم باور کنيم يا نه ... که من امروز باور کردم ... ما خوشخيالهايی که نشستهايم و وبلاگ مینويسيم يا فعال در ستادهای انتخاباتی بوديم ... همه گول خورده بوديم ... همه فريب اين هشت سال را خورده بوديم ... وقتی خاتمی با بيست ميليون رای از انتخابات هفتاد و شش بيرون آمد همه خيال کرديم که همهی رایهايش يک معنا دارند ... امروز بايد میفهميديم که هيچ دو رايی شبيه هم نبود ... از آن بيست ميليون همين سه ميليون رايی که ديروز به معين داده شد و گيرم 3 ميليون رای ديگر که صاحبانشان ديروز مانند پيرزنهای عاجز خانه نشستند و به نفرين کردن پرداختند يک وزن داشتند ...
فکر میکنم ماهايی که آنقدر همت داشتيم که رفتيم و از تنها حق خودمان استفاده کرديم فهميدهايم که ماجرا از چه قرار است اما اميدی به فهم عوام خانهنشين و گوش به فرمان مجريان ابله شبکههای ماهوارهای نيست ... با رای ندادنتان نظام را از مشروعيت انداختيد؟؟ اين نظام مشروعيتاش را از رای شما 3 ميليون نفر از هخا سادهلوحتر که ندارد ... اين نظام مشروع است ... چون از همين 28 ميليونی که رای دادهاند در بدبينانهترين شرايط بيست ميليون نفر (معين و کروبی را کم کردم) آنچه را که من و شما در اين هشت سال خيال میکرديم تنها خواست 15 درصد است انتخاب کردند ... مشروعيت يعنی همين ديگر!! آن 85 درصد ديگر که دوم خرداد خيال کرديم در صف خاتمی و کنار ما قرار دارند خيالی بيش نبودند ... برويد مشکل مردم کشورتان را از پايه حل کنيد که هنوز که هنوز است قيم میخواهد ... به خدا جنتی راست میگفت ... مبارزهی سياسی احمقانه است ... فکر چيز ديگری کنيد ...
سعی میکنم بر احساساتم غلبه کنم ... سعی میکنم ... اما امروز برای اولين بار در اين يک سال و نيم گذشته خوشحال بودم که ديگر در ايران نيستم ... ايران برای من يک خيال است ... ايرانی همان است که میخواهد يکی بالای سرش داشته باشد ... خواه پهلوی باشد ... خواه اينها که از ميان خود همين مردم انتخاب شدهاند و از جنس خودشان بر خودشان در بيست و پنج سال گذشته حکومت کردهاند ... باز هم در خانه نشستيد که مصدق را شعبان بیمخ پايين بکشد ... دست مريزاد ...
رای به خاتمی در دوم خرداد هفتاد و شش رای نه به ناطق و رهبر و حکومت نبود ... فقط يک انتخاب بود ... يک انتخاب سادهی ساده بدون هيچ مفهوم خاص ... لااقل برای 80 درصد آنها که آن روز به خاتمی رای دادند و حالا حتی به رفسنجانی يا کروبی (معين که بماند!) هم رای ندادهاند چنين بود ... مثل گل يا پوچ ... مثل شير يا خط ...

نظرها
بايد ترسيد . بايد بيم داشت .همه هستند . جز يكنفر. همه هستند تمام روشنفكران تمام روزنامه نگاران كارگردانان هنرمندان فوتباليست ها همه آنهايي كه قرار است منتقد باشند روشنگري كنند مصالح و معايب را ببينند از آزادي بنويسند .از مشكلات عدم توسعه و پيشرفت و گره هاي كور اين ملت را نشان دهند. ديگر كه مي ماند از اين طبقه ؟ لابد ده نمكي ها !!! اما يكنفر نيست كه متعلق به اين جمع محسوب نميشود و از آن غفلت شده است .غايب است.محسوب نشده است.ترس از آن است كه همو همه را با انتخابش متحيركند . همان كه ناديده گرفته شد توسط همه .
همين كه مي بيني همه يكصدا شده اند همه هستند همه داد ميزنند وتقلا ميكنند و او نيست كمي ترس برت ميدارد.
اميد | June 23, 2005 1:56 PM
درست است 2 خرداد مردم خواهان دموكراسي نبودند . دنبال تحولي بودند كه وضع آنها را كه بيشتر معيشتيست تغببر دهد . آنها حاكمان آنروزگار را ديگر نميخواستند به آنها نه گفتندبا گفتن آري به خاتمي .راستي ها هم زياد بيراه نميگفتند كه تقاضاي مردم نان است نه اينها كه شما ميگوييد و دستاويزسيت براي بازگشت به حكومت و تا ميتوانستند اجازه ندادند به آنها كه تكاني بخورند.احمدي نژاد گفته بود از اين راي تعجب نكرده چون با زبان مردم آشنايت حق با اوست ...
اميد | June 23, 2005 1:55 PM
به آقای کوروش:
لطفا بفرمایید این ساختار چه جوری باید اصلاح شود؟
غزل | June 20, 2005 10:36 AM
واقعا نمی دانم چه بنویسم برای ایرانی ای که خودش را از ایرانی بری می کند ، آنهم نه برای دل خودش ، به نام شما ، به کام دیگران
افسوس که ایرانی ایندوره مجبور است گدایی غیر را بکند و اسمش را هم عوض ، برید فکری به حال هویت داخل پاسپورتتان بکنید
یوسف | June 19, 2005 3:05 PM
ملت ايران ثابت كرد كه بسيار باهوشتر وواقع بين تروحساستراز قبل شده است.واين نتخابات كمك كرد تا من براي اولين بار چيزي كه در محافل خصوصي در قشرهاي مختلف جامعه بروز مي كند را در جامعه به طور واضحي ببينم اميدوارم كه ازديدن نتيجه اين انتخابات واقع بين شويم وبتوانيم بخش بيشتري از وقتمان را براي حال وآينده خودمان و فرزندانمان و جامعه جهاني تلاش كنيم اگر ما 100 سال ديگر هم با اين انديشه كه من امروزحتما درست مي انديشم براي بدست آوردن هدفي تلاش خواهم كرد كه ممكن است باعث تباهي ديگران شود.آزادي را پاس ميداريم حتي براي كسي كه دوست دارد در بند باشد.كساني كه به زندان مي افتند آزادي خود را با حرفهايي كه مي زنند به خطر مي اندازند ولي ممكن است كه براي آزادي مبازه كنند .من اميدوارم به دادن حق انتخاب به مردم براي همه زمانها احترام بگذاريم و باور كنيم كه برنده واقعي اين انتخابات كساني خواهند بود كه دموكراسي را تبليغ كردند چه آنهايي مي گفتند تحريم و چه آنهايي گفتند راي مي دهيم. امروز هيچ برنده اي جز همه ما وجود ندارد چون يك ايراني با مليت ايراني هر نظري كه ميخواهد داشته باشد به خودش فكر كرد.
حميد | June 19, 2005 1:34 PM
سلام دوست عزیز! من از جمله کسانی هستم که انتخابات رو تحریم کردم و به نوبهء خودم این نظام رو مشروع نمیدونم. اگر چه به نظر مردم هم احترام میذارم و بنا به انسان بودنم ضروری یه که با این نظام سازگار باشم تا حدی که شرافتم اجازه میده. اما من ناراحتی شما رو درک نمی کنم!! من فکر نمی کنم که داروین هیش وقت نشسته باشه و واسه اینکه جهش میمونها به انسان حلقهء واضحی رو نشون نداده، اعصاب خودشو خورد کرده باشه. البته این حرف من در حالی یه که بیشترین حق ممکن رو به شما دادم. اگر حقیقتا شما معتقد به اصلاحات و دموکراسی هستین، لطفا چند روز دیگه این مطالب خودتون رو مجددا بخونین و با اصول دموکراسی بسنجین. دوست عزیز من! اون روستایی که به خاطر 50 هزار تومن به کروبی رای میده، دقیقا مثل توه که به خاطر دموکراسی به معین رای میدی. هر دوی شما بر اساس اون چیزی که فکر می کنین درسته عمل می کنید و فراموش نکن که هیچ انتخابی از روی ناآگاهی مطلق انجام نمیشه. / برای مردم عام هم چندان فرقی بین چپ و راست نیست. اونها کسی رو میخان که حقیقتا بتونه بهشون 50 هزار تومن ماهیانه بده. اما این همه ماجرا نیست: آگاهی مثل هر پدیدهء طبیعی روندی تکاملی داره. باید کار کرد و ناامید نشد. موفق باشد و همیشه شاد
farzad | June 19, 2005 1:13 PM
يکي توي کوير تور ماهيگيري مي انداخت که ماهي بگيرد. ديگري از او پرسيد که :"چرا توي کوير ماهي مي گيري؟" و او پاسخ داد :" چرا به من ميگويي به دومي بگو که سطل در دست دارد و منتظر است که ماهي را توي سطل بياندازد". شما بايد خدا را سپاس گوييد که معين انتخاب نشد وگرنه چنان تو ذوق دموکراسي و اصلاح طلبي شما مي خورد که ...
مسعود | June 19, 2005 11:15 AM
اگر فکر می کنی امکاناتش و شرایطش را داریم می توانیم به صورت اینترنتی هم برای رای دادن به رفسنجانی کار کنیم. البته می دانم که جو وبلاگستان ظرفیت پذیرش را نخواهد داد و احساسات بر عقل و سرخوردگی بر فعالیت در حال غلبه کردن است.اما خطر احمدی نژاد را باید جدی گرفت.
WWW Schools | June 19, 2005 9:18 AM
salam
man ham mesle shoma az keshvaram roram (chand mahi hast) va rooz shomari mikonam ke bargardam.vaghan emrooz rooze badi bara man bood chon 1% ham fek nemikardam in mardom MOEEN o tanha bezaran,vaghan melati ... darim.hey hame migan khatami hich kari nakarde agar hich kari nakarde chra hame daran az rahe on vared mishano migan eslahat .....vaghan aslan nemidonam bayad chi begam vali vahan lanat be har kasi ke be done dalil mige ray nadin .zendebashi
alireza | June 18, 2005 11:53 PM
جای مردان سیاست بنشانید درخت...
دوست عزیز!
در ساختار سیاسی ما احمدینژاد و معین فرقی ندارند. باید ساختار دیگرگون شود.
کورش | June 18, 2005 9:34 PM
سلام ساغر جان
وای که چقدر با شما موافقم. و من امروز بیشتر از هر موقعی از این که در ایرانم افسوس می خورم. حتی حال نوشتن هم ندارم. نوشتن را تا آرام شدنم به تعویق می اندازم. سعی می کنم کمتر فکر کنم. این طور بهتر است!
امیر خان | June 18, 2005 6:31 PM
باید حزب خران دوباره تشکیل بشه. کم که خر نداریم ! 28 ملیون.
رای کروبی رو هم نباید کم کنی از تعداد مخالفا. اگه رای هی روستا ها و شهرهای کوچیک رو نگا کنی می بینی رای کروبی اینجاها بیشتره که بخاطر 50 هزار تومن بوده !
Sad but true | June 18, 2005 5:02 PM
Farhange siasat farhange ehsas nist. shoma dar labelaye harfhayetan hamanande yek nojavan kaneameye ashegane minevisad harf mizanid. shayad in yeki az ellathaye naboode roshde siasi dar keshvare mast ke javanan ehsasati sardamdare harkathaye siasi hastand.
Bijan | June 18, 2005 4:41 PM
الهه جان، خوشم آمد که مثل همیشه باوقار و مؤدبی، حتی در این اوج عصبانیت، همچنین واقعبین، و مثل دیگر جماعت بلاگر حامی معین همهی گناه را گردن تحریمیها نمیاندازی... بله، قصه همین است که گفتهای، ملت نا همیناند و همین حقشان است، گناهش هم گردن آنها که حق رأی ندادن داشتند نیست...
آزاده | June 18, 2005 4:29 PM
هر کس نظری دارد! رای ندادیم اما نمی گوییم که با رای ندادن ما نظام نا مشروع میشود نظام تا مردم میترسند مشروع است! ما میتوانستیم در خانه بنشینیم پس از حق خودمان استفاده کردیم! من به شخصه معتقدم هنوز به سن تکلیف سیاسی نرسیده ام!
فواد | June 18, 2005 4:26 PM