من فکر میکنم اين درخت ساعت بيولوژيکاش دچار مشکل شده! چند خيابان آنسوتر از خانهی ما در ميانهی راه کالج در چنين روزهايی که به قراری ژانويه/دی/بهمن است چنان شکوفه کرده که پنداری فروردين روزهای پايانیاش را طی میکند.


« شکرستان | صفحهی اصلی | زيباترين نامهايی »
من فکر میکنم اين درخت ساعت بيولوژيکاش دچار مشکل شده! چند خيابان آنسوتر از خانهی ما در ميانهی راه کالج در چنين روزهايی که به قراری ژانويه/دی/بهمن است چنان شکوفه کرده که پنداری فروردين روزهای پايانیاش را طی میکند.


نظرها
چه عکسهای قشنگی :)
راوی قصه های عامه پسند | January 20, 2005 6:26 PM
برخلاف صاحب سیبستان، من فکر نمی کنم که شکوفه ها مقصر باشند. اونجا مملکت انگلستان است. خدا بیامرزه دایی جان ناپلئون رو، راست می گفت. کار کار انگلیسی هاست. باور کن ساغر عزیز.
اما تا دلت بخواد، تو این مملکت همه چیز خواب، خوابه. بس که سرده.
خوش باشی
راستی باید به رعایای ارض ملکوت تبریک گفت از بابت هنرمندِ عکاس باشی جدیدشون. اگه میشه فتوغرافخانه تون رو فعال تر کنین.
دست نوشته های پراکنده | January 18, 2005 4:56 AM
bayad laye boteha ghayem shod!
leyli | January 17, 2005 10:50 PM
هنوز زمستان است که نفس می کشد
شکوفه ها چه ساده باورند!
سيبستان | January 17, 2005 10:12 PM